فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
اين قربت خدا را باشد با محمّد نه محمّد را با خدا .
اين كلمه من نمىگويم كه او مىگويد . مگر كه اين خران بىافسار خاكسار و نگوسار تازى نيز نمىدانند !
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
بيان اين معنى بكرده است .
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
جمله نشان با خود دارد . گوش دار :
در انجمنى نشسته ديدم دوشش * نتوانستم گرفت در آغوشش
صد بوسه زدم بزلف عنبر پوشش * يعنى كه حديث مىكنم در گوشش
عاشق چون خواهد كه معشوق را بوسه دهد ، و يا با وى رازى گويد ، اگر كسى جز از وى حاضر باشد پى گم كند يعنى كه حديث مىكنم در گوشش . شب معراج او را از براى خود برد كه
« أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا »
؛ و ندا داد از بهر ديگران و اغيار كه او را بدان آورديم تا عجايب آسمان و زمين بيند .
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
نشانى بزرگ آمده است . صغرى ما دون اللّه است ، و كبرى همه كبرياء اللّه است .
هامش
( 1 ) اين قربتABHMPS - R- -
( 1 - 2 ) نه . . . منBMRاين منASاين كلمه منH - P- -
( 2 ) اوABMPRSحقH- -
( 1 - 2 )A . . . S - U- -
( 2 - 3 ) كه اين . . . و نگوسارMHU - APSكه اين خران . . . خاكسار نگوسارBكه اين خران خاكسار و نگوسارR- -
( 3 - 4 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 10 ك - - بكرده استA . . . Uنكرده است دانىR- -
( 4 ) فاوحى . . . داردAMPSUدانى كه « الى عبده » چه نشان داردBفاوحى . . . فاوحى . . . چه باشد و چه نشان داردHفاوحى . . . چه نشان داردR- -
( 6 ) بزلف . . . پوششBHMPRUبر لب عنبر پوششAS- -
( 7 ) دهدA . . . UنهدH- - و يا . . . گويدAHRS - Bراز و سرىMو يا با وى سرى گويدPU- -
( 8 ) جز از وىA . . . UبجزوىB- - كه . . .
مىكنمA . . . Uسرى و رازى در گوشش مىگويمB- -
( 9 ) بردA . . . UببردB- - سورهء 70 ( الاسراء ) آيهء 1 ك - -
( 9 - 10 ) ديگران و اغيار . . . آسمانMديگران كه او . . . آسمانAHPSUديگران كه او را . . . بدان جهت . . . آسمانهاBاغيار . . . آسمانR- -
( 10 ) و زمينAHMPSUو زمينهاBزمين بهR- -
( 10 - 11 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 18 ك - -
( 11 ) همهAMPRSU - BH- -