اخوانيّت درست شود . اتّحاد حاصل آيد . « المؤمن أخ المؤمن » آنگاه خود را در آينهء اخوانيّت درست بيند .
( 356 ) شيخ ما گفت - رضى اللّه عنه - كه شيخ ما ابو بكر در مناجات با خدا گفت : « الهى ما الحكمة فى خلقى » ؟ گفت : خداوندا در آفريدن من چه حكمت است ؟ جواب آمد : « الحكمة فى خلقك رؤيتى فى مرآة روحك و محبّتى فى قلبك » گفت : حكمت آنست كه تا جمال خود را در آينهء روح تو بينم ، و محبّت خود در دل تو افكنم . اى دوست ! چون خواهد كه خود را بيند ، در آينهء روح ما نگرد ؛ خود را بيند كه بىچون شده ؛ از ادراك حسن و جمال بىچونى ، برابر درآيد . « المؤمنون كنفس واحدة » در اين عالم با سالك نشانها دهد . « إنّ اللّه ينظر فى كلّ يوم و ليلة ثلاثمائة و ستّين نظرة إلى قلب المؤمن » همين معنى باشد كه سيصد و شصت بار به آينهء خود نگران شود ، تا مقصود خود بيابد . « إنّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و لا إلى أعمالكم و لكن ينظر إلى قلوبكم و نيّاتكم » برمز بيان اين مرآة مىكند .
« أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى »
اين باشد .
« إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »
احاطت جملهء دلها بيان مىكند . اين آن مقام باشد كه او خود را در آينهء روح ما بيند .
هامش
( 1 ) شودABPSشود آنگاهHشود آنجاR- -
( 2 ) درست بيندASبيندBHPR- -
( 3 ) بكرAHPRSبكر وراقB- -
( 6 - 7 ) بينم . . . افكنمABHPSببينم . . . افكنيمR- -
( 7 - 8 ) روح . . . آيدASروح . . .
بىچونى ترا از در درآيد كهBروح . . . شده باشد از . . . بىچونى به برادرى آيدHروح . . . بىچونى با او برادر آيدPبىچون شده . . . بىچون پس ترا درآمدR- -
( 9 ) در . . . دهدASترا درين عالم نشان دهد اگر كسى باشى كهBRدر . . . سالك نشانها داردHدر عالم . . . دهدP- -
( 10 - 11 ) بار . . . شودAHPRSو اند بار به زبان عراقى به آينهء خود نگردB- -
( 12 ) برمزHRPبروASخود برمزB- -
( 13 ) سورهء 96 ( العلق ) آيهء 14 ك - - سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 54 ك - -
( 14 ) آينهءBP - AHRS- -
( 1 - 14 )ABHPRS - MU- -