تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
دل مركب حقّ است كه درين زندانست * در عالم خاك مدّتى مهمانست دل مرغ حقيقت است در عالم حقّ * نى خود بازست كه زينت سلطانست دل زنده بجان و جان بود زنده بحقّ * گه جان در دل و گاه دل در جانست از نور خدا روح فرا ديد آمد * پس « نور على نور » نه در قرآنست ؟ آن نور سيه ز كان قهر و خشمست * سرچشمهء كفر و مسكن شيطانست اين سرّ حقيقتست كه شرحش دادم * در عالم شرع اين سخن پنهانست مقصودش از ايجاد وجود كونين * يك چيز بود كه آن همى برهانست در آينهء روح ببيند خود را * پس عاشق خود شود كه بىنقصانست ما نيز درو همى ببينيم خود را * پس شاهد و مشهود همى يكسانست پس عاشق و معشوق بهم بنشينند * زيرا كه همو جان و همين جانانست پس عشق عبارت از لقاهست و كلام * پس اكل و شراب او ز ما خود آنست پس روح بود باقى در عالم حىّ * چه جاى چنين سخن كه صد چندانست
( 354 ) اين خود رفت امّا اى عزيز چون خواهند كه مرد را به خود راه دهند
هامش
( 1 ) حقAHPSجانBR- - مهمانستAHPRSپنهانستB- - ( 2 ) دل . . . سلطانستAS - Bدل . . . حق پرواز چنين باز بر سلطانستHدل . . . كه رتبت سلطانستPدل . . . نه خود مارست كه رتبت سلطانستR- - ( 3 ) و جان بودAHPSآمد و جانBباشد و جانR- - و گاه دل درAHPSبود و گاه دل درBو گاه دل اندرR- - ( 5 ) شيطانستAHPRSايمانستB- - ( 7 ) وجود . . . آنABPRSو وجود . . . اوH- - ( 9 ) ما . . . خود راAPRSمن نيز . . . ببينم خود راBما نيز همه دو چو خويشتن را بينيمH- - ( 10 ) همو . . . و همينASهمو . . . هموBهم او . . . و هم اينHPR- - جانانستBجانستAHPRS- - ( 11 ) هستIاستABHPRS- - او ز ماABHPRSما از اوCما و اوI- - ( 12 ) چنين سخنABPRSسخن بودH- - ( 1 - 13 )ABHPRS - MU- -