تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
نديدى ! مگر آن بزرگ از اينجا گفت : بار خدايا مرا يك لحظه با دوزخ گذار تا بيگانگان از آتش دل ما بيكبارگى نجاة يابند . اگر ذرّه‌اى از آتش دل مشتاقان بر آتش دوزخ آيد ، چنان كه كافران را عذاب باشد از دوزخ ، دوزخ نيز عذاب يابد از آتش دل ايشان ؛ « جز يا مؤمن فإنّ نورك اطفأ لهبى » از اينجا گفت . دانم كه ترا در خاطر آيد كه شيخ ما را چون حالتى رسد و روى نمايد ، در حوض پر از آب نشيند ؛ چون دست در آنجا مىبرند از گرمى آب ، دست سوخته مىشود . ( 313 ) دريغا اين آتش ، هنوز مريدان را باشد ؛ آتش دل پيران منتهى را كس نشان نتواند داد . باش تا بمقامى رسى كه آتشى دهند ترا كه جگر حقيقت تو از حرارت آن آتش سوخته شود . از عمر خطّاب بشنو كه گفت : در خانهء ابو بكر شدم ؛ همهء خانه پر از بوى جگر سوخته ديدم . پيش مصطفى شدم ، و اين حالت با او گفتم ؛ گفت : اى عمر دست از اين بدار كه اين مقام ، هر كس را ندهند ؛ عمر گفت : در همه عمر من ، مرا يك ساعت آرزو مىباشد كه جگر سوخته مرا نيز
هامش
( 2 ) بيگانگان . . . يابندARSبيگانگان را . . . خلاص بودBPبيگانگان را . . . نجات دهدH- - دل ماABPRSدل محبانHدوزخI- - ( 3 - 4 ) كافران را . . . ايشانAHPRSكافر از آتش دوزخ در عذاب بود آتش دوزخ از آتش دل مشتاقان در عذاب باشد چرا اين نگويد كهB- - ( 4 ) لهبىAHPRSلهبى يعنى بگذر مؤمن كه نور تو بسوزاند آتش مراB- - از اينجا گفتAHRSازينجاBP- - ( 5 ) درASو روى نمايد درBPRروى نمودى درH- - ( 6 ) نشيند . . . دستASنشيند . . . مىبرند از . . . دستBPنشستى . . . زدى از . . . دستشHمىنشيند . . . ميزنداز . . . دستR- - سوخته مىشودAمغموس سوخته مىشودBPبسوختىHبرش سوخته مىشودR- - ( 7 ) مريدان راABHPSمريد مبتدى راR- - ( 8 ) نتواند دادAPSآن نتواند دادنBHندهدR- - ( 9 ) آتشABRS - HP- - درAHPRSروزى درB- - ( 10 ) شدم . . . خانهAPSرفتم . . . خانه راBHR- - پيش . . . شدمASپس از آن مصطفى را ديدمBپيش مصطفى را آمدمHRپس مصطفى را ديدمP- - ( 12 ) منAHPS - BR- - آرزوBHR - ASاز وىH- - ( 1 - 12 )ABHPRS - MU- -