اكبر كافران را باشد كه او خود را بديشان نمايد ؛ آنگاه آتش شوق
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
در دل ايشان افكند . پس از آن از ايشان محتجب شود ، و ايشان محجوب بمانند ، اين دوزخ باشد .
« كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ »
اين دوزخ را گواهى مىدهد .
( 311 ) دريغا ندانى كه سليمان چرا گفت مر هدهد را وعدهء عذاب
« وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ : ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ . لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً »
! شيخ ما گفتى : « لأبلينّه بالعشق ثمّ لأذبحنّه بالفراق من المشاهدة » . هرگز ديدهاى كه هدهد جان تو يك لحظه از حضرت ربوبيّت ، خالى بوده باشد تا غيرت الهيّت با تو اين آيت بگويد كه
« لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً »
؟ دريغا باش تا مسلمان شوى ؛ آنگاه بدانى كه غيرت چه باشد . مصطفى را بين كه از اين چون بيان مىكند « إنّ اللّه ليغار للمسلم فليغر المسلم على نفسه » .
( 312 ) دريغا اين كلمه را خواهى شنيدن كه
« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
با آتش دل ابراهيم ، اين خطاب كردند ؛ و اگر نه اين خطاب كردندى آتش دل ابراهيم شعلهاى بزدى كه هرگز در دنيا كس ( چنان ) ذرّهاى آتش
هامش
( 1 ) كافران راABHRSكافر را آنP- - شوقABPSعشقHR- -
( 1 - 2 ) سورهء 104 ( الهمزة ) آيهء 6 ك - -
( 2 ) از ايشانABPRS - H- -
( 3 ) سورهء 83 ( المطففين ) آيهء 15 ك - -
( 5 - 6 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 20 ك - -
( 7 ) گفتىABPRSگفتH- - منABHPSعنR- -
( 9 ) آيتAHPRSحكايتB- - ( 6 ) - - دريغاAHPRS - B- -
( 10 ) چه باشدAPRSخدا چه باشدBالهى چه بودH- - بين . . . چونAPRSبين كه ازين كلمه چونBببين كه ازينجا چهH- -
( 12 - 13 ) سورهء 31 ( الانبياء ) آيهء 69 ك - -
( 13 ) كردند . . . كردندىABPSاگر نكردندىHكردند و اگر اين خطاب نكردندىR- -
( 14 ) بزدىABHPSنزدىR- - هرگز . . . آتشBHPRSهرگز درو كس . . . آتشAكه هرگز درون و برون جز آتشI- -
( 1 - 14 )ABHPRS - MU- -