( 293 ) دريغا چنان كه جبريل و ميكائيل و فريشتگان ديگر در غيب مىشنيدند كه
اسْجُدُوا لِآدَمَ
، در غيب غيب عالم الغيب و الشّهادة باز او گفت : « لا تسجد لغيرى » دريغا چه مىشنوى :
از حالم اگر عالميان بىخبرند * از عالمم آن بس كه حالم دانى
پس در علانيت ، او را گويد :
« اسْجُدُوا لِآدَمَ »
؛ و در سرّ ، با او گفت كه اى ابليس بگو كه
« أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً »
؟ اين خود نوعى ديگر است .
( 294 ) امّا هرگز دانستهاى كه خدا را دو نامست : يكى
« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
، و ديگر « الجبّار المتكبّر » ؟ از صفت جبّاريّت ، ابليس را در وجود آورد ؛ و از صفت رحمانيّت ، محمّد را . پس صفت رحمت ، غذاى احمد آمد ؛ و صفت قهر و غضب ، غذاى ابليس .
( 295 ) اى دوست
« لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ »
گفته است ؛ چون روز دين باشد
هامش
( 1 ) دريغاAHPRS - B- - ديگر در غيب مىشنيدندARSديگر مىشنيدندBديگر از غيبت بشنيدندHديگر را در غيب مىگفتندP- -
( 2 ) سورهء 7 ( الاعراف ) 20 ( طه ) آيهء 11 ك 116 ك - -
( 2 - 3 ) در . . . مىشنوىASاما در غيب الغيب با ابليس مىگفت : لا تسجد لغيرىBدر غيب با او . . . مىشنوىHدر درون غيب . . . با او گفت . . . مىشنوىPدر غيبت غيب باز مىگفتند : لا تسجدوا لغيرى . . . مىشنوىR- -
( 4 ) آنABPRSاوH- - دانىIتو دانىA . . . U- -
( 5 ) او را گويدAPRSو آشكارا با ملايكه گفتBاو را گويندH- -
( 5 - 6 ) سورهء 17 ( الاسراء ) آيهء 61 ك - -
( 5 ) سر با او گفتAPRSسر و پنهان با ابليس گفتBسر . . . گويندH- -
( 6 ) نوعى ديگر استAHPRSرفتB- -
( 8 - 9 ) ابليس را . . . محمد راAHPRSابليس . . . آمد . . . محمدB- -
( 11 ) اى دوستAHPRSاگر غذاى رحمت از احمد بازگيرند سبب موت باشد و اگر غذاى جباريت از ابليس گيرند نيز سبب موت او باشدB- - سورهء 38 ( ص ) آيهء 78 ك - - باشدAHPRSباشد هر يكى بدين و مذهب يكى باشد مانند فرشتگان و سجود بآدم گفت : چون تو در آن روز دين ديگر طلبى بلعنتى و روز دينB- -
( 1 - 11 )ABHPRS - MU- -