گفتم كه كه رايى تو بدين زيبايى * اى خالق ما كه سرور و مولايى
گفتا كه چنين سخن تو مىفرمايى * من خود خود را كه خود منم يكتايى
عاشق نبود هر آنكه باشد رايى * عاشق آنست كه عاشقست يك جايى
( 279 ) دريغا محبّت خدا با مصطفى ، هم محبّت خود باشد ! چه مىشنوى اى آنكه مطالعهء اين كلمات مىكنى ؟ ! معلوم اين بيچاره شده است كه نگاه دارندهء اين كلمات ، از حظّ و نصيب اين كلمات ، بىبهره نباشد زيرا كه آنكس كه محرم اين كلمات نباشد ، آن توفيق نيابد كه خود را با اين كلمات دهد ؛ و آنكس كه فهم نكند و نداند ، هم معذور باشد كه از موسى كاملتر نباشد هم بعلم و هم به نبوّت كه سه كلمه از خضر تحمّل نكرد . چه مىشنوى اى گداى امّت محمّد كه موسى حاصل سه كلمات اسرار نشد و تو اين كلمات چگونه تحمّل مىكنى ؟ ! شكر اين نعمت كى توانى كرد ؟ درنگر كه اين سخن مرا كجا مىكشد !
« وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ »
هامش
( 1 ) كه سرورCما و سرورABPRSUما سرورH- -
( 2 ) توABPSUكهHR- - خود منمBمنمAPSUزيبدمHR- -
( 3 ) آنكه باشد رايىABHPSUكه بود هر جايىR- -
( 4 ) دريغا . . . باشدABHPSU - R- -
( 5 ) اينAPRSUبرينBدرينH- -
( 6 ) كلماتAHPSUكلمات و نويسندهء اين احوالBR- - بهرهAPSUنصيبBHR- - محرمABHPSUمحرومR- -
( 7 ) با اين . . . دهدABPRSUبدين مقام رساند و اين كلمات خود را مؤنس كندH- - و آنكسAHPRSUو هرچهB- -
( 8 ) و نداندAHPSU - BR- - كه . . . به نبوتABHPSUزيرا كه . . . بنوت مقصود آنR- -
( 9 ) تحملRحملABHPSU- - نكردAHPSUنكرد و در نيافت تا خضر با وى بگفت هانBR- - گداىAHPSU - BR- -
( 9 ) كلمات اسرار نشدBحركات اسرار نشودAPSUاسرار نشدHR- -
( 10 ) چگونه تحمل مىكنىBRحمل كنىAPSUحمل مىكنىH- - شكر . . . كردAHPSUاى عزيزBشكر . . . كردنR- -
( 10 - 11 ) درنگر . . . مىكشدAPSUدرنگر كه سخن اين بيچاره كجا مىكشدBببين كه سخن . . . مىكنندHR- -
( 11 ) سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 60 ك - -
( 1 - 11 )A . . . U - M- -