دهساله زنان را دوست دارد ، امّا هنوز اهليّت فراش ندارد تا وقت بلوغ ؛ چون بالغ شود ، قصد مراد خود كند . اگر مرادش حاصل شود فهو المراد ، و اگر نشود آن حبّ و اقتضاى شهوت بلوغ سر از درون او بركند ، و در طلب قوت و مقصود خود آيد .
و بعضى باشند كه از اين مقام جز اضطراب و بىشكيبايى حاصل ايشان نباشد ، و نداند كه او را چيست .
( 154 ) اوّل مقام از مقام مرد رونده اين باشد كه درمانده و متحيّر باشد . داند كه او را حالت
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
بوده است ؟ امّا جز خيالى از آن با وى نمانده باشد ، و در آن خيال متحيّر و شيفته مانده باشد :
يك روز گذر كردم در كوى تو من * ناگاه شدم شيفتهء روى تو من
بنواز مرا كه از پى بوى تو من * ماندم شب و روز در تكاپوى تو من
( 155 ) طالب گويد : كاشكى يكبار ديگر با سر آن حالت افتادمى تا نشان راه خود با دست آوردمى كه راه خيال چنان نباشد كه راه عيان ! و آن راه كه از سر فراغت به خود كنند ، چنان نباشد كه بمعشوق و عشق كنند . اگرچه فترتى از راه صورت ، و حجابى از راه بشريّت دامنگير شود ، اين خود بلاى راه همه بود .
هامش
( 2 ) شودA . . . UشدH- - آن حبAMPRSUحب آنBH- -
( 3 ) بر كند . . . مقصودABMRSUپر كند و در طلب مقصودHبر كند . . . طلب قرب و مقصودP- -
( 4 ) و بعضى باشندBPRUو بعضى باشدAMSبعضى باشندH- - اضطرابA . . . UاضطرارB- - شكيبايىABHMRSآرامىPU- -
( 6 ) مردA . . . U - H- - روندهA . . . UزندهR- - داندABMSنداندHPRU- -
( 7 ) حالتABMPSUمقام حالتHR- - سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 172 ك - - با وىBHPRUبازوASبازM- -
( 9 ) درABMPSUبرHR- -
( 10 ) بنوازBHRبنوارAMPSU- -
( 11 ) كاشكى يكبارABHMRSاى كاشكى بارىPU- -
( 13 ) به خودHPUو بى خودASو تحقيقBMو به خودR- - فترتى ازABMPRSفترتى ازينHفرقىU- -
( 14 ) شودBMPRUشدAHS- -