و اگر نه ، دنيا از كجا و او از كجا ؟ و خلق از كجا و همّت محمّد از كجا ؟ ! « ما لي و للدّنيا و ما للدّنيا و ما لي » ! هر كسى را بمقامى باز داشتهاند ، و آن مقام را مقصود و قبلهء او كردهاند ، هر كسى را بدان راضى كرده ؛ چون وقت « النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا » به كار درآيد و همه را از حقيقت خود آگاه كنند ، آنگاه بدانند كه جز بت هيچ نبودهاند ، و جز سودا و غفلتى و دور افتادنى نبوده است :
زان يك نظر نهان كه ما دزديديم * دور از تو هزار گونه محنت ديديم
در كوى هوس پردهء خود بدريديم * تو عشوه فروختى و ما بخريديم
( 153 ) عاشق مبتدى را كه دنيا حجابش آمد ، هنوز پخته نبود . عشق ازلى را چون آوردند ، در ميان جان و دل پنهان بود ؛ چون كه در اين جهان محجوب آمد راه با سرّ عشق نبرد و عشق خود او را شيفته و مدهوش مىداشت ، و او خود مىداند كه او را چه بوده است . پيوسته با حزن و اندوه باشد . اى عزيز اين مثال را گوش دار . كودك
هامش
( 1 ) دنيا . . . كجاA . . . Uاو از كجا و . . . كجاH- - محمدA . . . UمحمدىH- -
( 1 - 2 ) ما . . .
لىBHMRما لي و للدنياAPSU- -
( 2 ) بمقامىABHMRSدر مقامىPU- -
( 3 ) اندABRSاند وH - MPU- - كسى راABHMRSيك راPU- - وقتBHPRU - AMS- -
( 4 ) درآيد وASدرآيدBHدرآرندMدارندPUدرآمدR- - آنگاهBHPRU - AMS- - جز بتMجز برARSجزينBHكه برPU- -
( 5 ) نبودهA . . . UبودهP- - غفلتىA . . . UغفلتH- - افتادنىABHMSافتادنPUافتادگىR- -
( 6 ) نظر . . . ماA . . . Uنظرى نهان كه ما از توH- - دور . . . گونهABHMRSدر راه تو ما هزارPU- -
( 8 ) حجابشABHMRSحجاب اوPU- - آمدA . . . UآيدM- -
( 9 ) را . . . آوردندAMRSاو را ديدBكهH - PU- - پنهان . . . كهAMPRSUپنهان . . . چونBاو بنهاد بود چونH- -
( 10 ) باA . . . UبرH- - و عشق . . . مدهوشABMPSوجود عشق او . . . مدهوشHUو عشق . . .
مدهوش و محجوبR- - خود مىداندAPSUخود داندBخود را نداندHخود نداندMR- -
( 11 ) با . . .
باشدA . . . Uحسرت و اندوه مىباشدR- -