( 43 ) دريغا چه دانى كه شاه حبش كيست ؟ پردهدار « الّا اللّه » است كه تو او را ابليس مىخوانى كه اغوا پيشه گرفته است ، و لعنت غذاى وى آمده است كه
« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »
. چه گويى شاهد بىزلف زيبائى دارد ؟ ! اگر شاهد بىخدّ و خال و زلف ، صورت بندد رونده بدان مقام رسد كه دو حالت بود و دو نور فرا پيش آيد كه عبارت از آن يكى خالست و يكى زلف ، و يكى نور مصطفى است و ديگر نور ابليس ؛ و تا ابد با اين دو مقام سالك را كارست .
( 44 ) اى دوست اينجا ترا معلوم شود كه نشان پير راه رفته آن باشد كه جملهء افعال و اقوال مريد از ابتدا تا انتها داند و معلوم وى باشد زيرا كه پير كه هنوز بلوغ نيافته باشد و تمام نرسيده باشد ، او نيز خود مريد و طالب باشد ، پيرى را نشايد . مريدى جان پير ديدن باشد ، چه پير آيينهء مريد است كه در وى خدا را ببيند ، و مريد آيينهء پير است كه در جان او خود را ببيند ؛ همه پيران را تمنّاى ارادت مريدانست . دريغا هر كه
هامش
( 2 ) مىخوانىB . . . UخوانىA- - غذاءABHSUغذاىMPخداىR- - آمده استA . . . UآمدH- -
( 2 - 3 ) سورهء 38 ( ص ) آيهء 82 ك - -
( 3 ) گويى . . . اگرA . . . Uگويى . . . دارد يا نه اماH- -
( 3 - 4 ) خد . . . و زلفA . . . Uخط و خالBخط . . . و زلفR- -
( 4 ) صورت . . . حالتAMSصورت نبندد رونده چون . . . حالتشBنبندد و نباشد رونده چون . . . كه او را دو حالتHRزيبايى دارد دونده . . .
كه او را دو حالتPزيبايى دارد رونده . . . حالتU- - بود . . . آيدAPRSUبود . . . او آيدBHو دو . . . آيدM- -
( 5 ) و ديگرBHPRUو يكىAMS- -
( 6 ) با . . . سالك راMPبه اين دو مقامBبدين درHRبا اين دو مقامASU- -
( 7 - 8 ) آن . . . ازAMPSUآن . . . جملهء افعال . . . ازBآن . . . جملهء افعال . . . او ازHچه باشد آن . . ازR- -
( 8 ) پير كهA . . . Uاگر نداندR- -
( 9 ) باشدAHMRSبودBPU- - باشد اوBHMPUاوARS- - نيز خودAMPSUهنوزBHR- - پيرى راA . . . Uاين پيرR- -
( 10 ) باشد . . . در وىASباشد پير . . . در وىBHRباشد پير . . . مريدى . . . در وىMباشد پير . . . در جان اوPU- - ببيند . . . ببيندMبيند . . . بيندAPSUببيند . . . پير باشدBببيندHببيند . . . در او خود را ببيندR- -
( 11 ) تمناى . . . مر آنستAMPSتمناى . . . مريد باشدBتمناى . . . مريد استHRتمنا . . . مريد آنستU- -