انواع موجودات زنده اختلاف دارد چون زيستن گياهان با زيستن آدمى اختلاف دارد همينطور زيستن آدمى با فرشته فرق دارد . همچنين درباره مفهوم عقل بايستى گفته شود كه معناى اصلى مفهوم عقل ، وجود از حيث وجود را تمثل روحى مىكند ولى تحقق اين معناى متعالى و متماثل در خارج بر حسب انواع موجودات عاقل مختلف مىباشد چون تعقل در خدا با تعقل در فرشته مختلف است ، و تعقل فرشته با تعقل آدمى اختلاف دارد ؛ ما مىتوانيم عقل را در وجود هم از لحاظ معناى اصلى آن مفهوم و هم از لحاظ تحققش در خارج درك كنيم و بدين علت مىتوانيم دلالت صفت عقل را از تحقق آن صفت در خارج تمييز دهيم ؛ ليكن از عقول مجرده و عقل الهى چيزى را جز معناى اصلى صفت عقل نمىتوانيم دريابيم زيرا تحقق مفهوم عقل را در عقول مجرده و خدا نمىتوانيم درك كنيم چون عقل ما جز موجودات مادى چيز ديگرى را مستقيما نمىتواند دريابد .
3 - گفتيم كه عقل آدمى معانى صفات خدا را در سه مرحله درك مىكند :
در مرحله اول ، عقل ، صفات كمالى مخلوقات را براى خدا اثبات مىكند و علت اين اثبات تشابه مخلوقات با خدا نبوده بلكه تماثل آنها به خدا سبب اثبات گرديده است يعنى اشتراك حقيقى خدا با موجودات در معناى اصلى صفات كمالى كه متعالى و متماثل هستند علت اثبات گرديده است . در مرحله دوم گفتيم كه بايستى در هر صفتى ميان معناى اصلى و تحقق آن معنى در خارج تمييز داده شود و براى خدا تنها معانى اصلى صفات اثبات گردد چون خدا را بايستى از تحقق اين صفات در خارج آنچنانكه در مخلوقات موجود است منزه داشت . در مرحله سوم ، عقل ، تحقق معانى اصلى صفات را در خدا بهطورىكه مناسب كمال او باشد اثبات مىكند .
عقل ما بطور يقينى دريافت كه صفات خدا مفاهيم مترادف يا مفاهيم سلبى
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 188
مساهمون: عفيف عسيران
صمقدمهء مصحح ١٨٨