معناى اصلى آن مىباشد كه در خدا وجود دارد ؛ و بدين علت خطاست كه گفته شود صفات خدا نسبت بذات او مترادف هستند ، چون موجوديت در خدا بر معنائى جدا از زندگى و عقل و توانائى دلالت مىكند . بنابراين معانى اصلى صفات كمالى در خدا موجود هستند . ولى بايد بدانيم كه خدا فقط از نوع تحقق اين صفات در مخلوق منزه مىباشد زيرا وجود خدا در خارج غير از وجود ماست ؛ و وجود زندگى و عقل و توانائى او هم در خارج غير از وجود اين صفات است در مخلوقات « اگر عقل بشرى براى دريافت معانى متعالى و متماثل از وجود بعضى از موجودات قادر نباشد هر گونه كوشش براى علم به خدا و صفات او بىنتيجه خواهد ماند . عقل بهوسيله موجودات ، صفت خير را در مىيابد و معناى متعالى و متماثل را كه در هر موجودى تحقق متماثل دارد درك مىكند » « 1 » ؛ و مفهوم متماثل خير « بر تحقق خير در آدمى يا فرشته يا خدا دلالت نخواهد كرد بلكه در معناى اصلى اين صفت كه متعالى و متماثل است و در آدمى و فرشته و خدا تحقق متماثل دارد دلالت خواهد كرد . همينطور درباره مفهوم موجوديت بايد گفته شود چون معنى اصلى مفهوم موجوديت بذاته نمىتواند بر يكى از موجودات زيادتر از ديگرى دلالت كند بلكه بر تمام آنها بطور تماثل دلالت خواهد كرد » « 2 » .
همچنان درباره مفهوم متماثل كه شامل تمام گياهان و حيوانات و آدميان و فرشتهها و خدا مىگردد بايستى بطور تماثل به آنها نسبت داده شود و بدين صورت موجودات زنده به معناى اصلى مفهوم زندگى كه مبدأ حركت آنها در وجودشان مىباشد اشتراك حقيقى دارند ليكن تحقق اين معناى متعالى و متماثل در خارج بر حسب
هامش
( 1 ) - پنيدو : اهميت تماثل در علم الهى به زبان فرانسه ص 189 .
( 2 ) - اهميت تماثل در علم الهى ص 44 .