تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 183

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٨٣
مفهوم ذات با مفهوم صفات فرق دارد و مفهوم هر صفتى با صفتهاى ديگر مغاير است ، بدين علت صفتهاى مختلف را بر خدا حمل مىكنند . . . پس ضرورة بايستى براى خدا تمام معانى صفات اثبات گردد چون خالى بودن خدا از اين معانى نتيجه مىشود كه نادان و ناتوانست و اين براى او نقص است » « 1 » . در مورد مدلول صفات گفتيم اهل سنت با مشبهه هم عقيده هستند ولى بايد دانست كه اين جماعت تمام عقايد مشبهه را دراين‌مورد قبول نكرده‌اند چون با اينكه به حقيقت ايجابى صفات معتقد گرديده‌اند ولى بر خلاف مشبهه در مورد ماهيت و چگونگى اين صفات سكوت اختيار كرده‌اند . مثلا جوينى معتقد است كه : « هر كس براى دريافت خالق خود قيام كند اگر به موجودى كه خردش دريافت اطمينان كند در زمره مشبّهه محسوب مىگردد ؛ و اگر به نفى محض قائل شود در زمره معطله قرار مىگيرد ؛ و اگر وجود موجود را قطعا اثبات كند و عجز خود را از دريافت حقيقت ابراز دارد در رديف موحدان قرار گرفته است » « 2 » . اهل سنت كه براى صفتهاى الهى مدلول ايجابى قائلند مىگويند كه در چگونگى اين مدلول نبايد بحث كرد . امثال ابن رشد عقيده دارند كه : « مردم فقط آنچه را كه شرع درباره صفات خدا تصريح كرده است بايستى بدانند يعنى بايستى بوجود مدلول ايجابى صفات بدون تفصيل اعتراف كنند » « 3 » . چون اهل سنت مدلول صفات را متمايز شمرده‌اند و بدون شناسائى چگونگى آن ( بلا كيف ) قبول كرده‌اند به همان صورت مسئله دوم يعنى رابطهء صفات خدا با ذات او را حل مىكنند و مىگويند كه صفات عين ذات نيستند و بدين‌طريق از تعطيل مىگريزند ، و غير ذات هم نيستند و در نتيجه از تشبيه
هامش
( 1 ) - البياضى : اشارات المرام من عبارات الامام ص 119 و 120 . ( 2 ) - الجوينى : العقيدة النظامية ص 16 . ( 3 ) - ابن رشد : تهافت التهافت ص 304 .
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 183 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )