در اين صورت صفات خدا هم غير ذات او خواهد بود .
2 - راى معتزله و اكثر فلاسفه مسلمان
اين جماعت پنداشتهاند كه صفات الهى مدلول سلبى دارند چون وقتى گفته شود خدا زنده است مراد آنست كه خدا را مانند جمادات نبايد مرده و خالى از دانش و شعور دانست ؛ و اگر گفته شود كه خدا داناست مقصود آنست كه خدا نادان نيست . همچنين براى ساير صفات خدا اين سخن جاريست . هنگامى كه انسان صفات الهى را مدلول معطل و معانى سالبه مىپندارد ناچار مىشود كه بگويد صفات خدا عين ذات او هستند ؛ بقول شهرستانى : « خدا داناست به دانشش ، و دانش او عين ذات او مىباشد . و خدا تواناست به توانائيش و توانائى او ذات اوست ؛ همينطور خدا به زندگيش زنده است و زندگى او ذات اوست . ابو هذيل علاف اين راى را از فلاسفهاى كه معتقد بودهاند كه ذات يگانه است و در او كثرتى نيست ، اقتباس كرده است » « 1 » .
3 - راى اهل سنت
اين گروه كوشيدهاند تا حقيقت را از دو راى معتزله و مشبّهه دريابند . بر خلاف معتزله صفات كمال را مدلول ايجابى شمردهاند يعنى اين صفات بر معناى حقيقى كه در خدا موجود است دلالت مىكنند چون وقتى مىگوئيم خدا حكيم است مقصود از اثبات صفت حكمت ، مدلول ايجابى است كه غير از دانش و توانائى و زندگى و غيره . . . مىباشد و براى اثبات اين مطالب علماى سنت از قبيل البياضى چنين استدلال كردهاند كه : « دانا و توانا و ساير صفات مشتق ، اسمائى هستند كه هر يك از آنها مدلولى خاص دارند چون مقصود از هر يك اثبات معنائى است كه علت اشتقاق براى آن شده است و اين اسم جز براى دلالت بر معنى فايده ديگرى ندارد . . .
هامش
( 1 ) - الشهرستانى : الملل و النحل ج اول ص 62 و 63 .