معلول را ايجاد كند بدون آنكه اين معلول بالقوه در علت وجود داشته باشد » « 1 » .
مسئله صفات خدا دو مشكل مهم ايجاد كرده اول : مدلول صفاتى كه بر خدا اطلاق مىكنيم چيست ؟ مثلا وقتى مىگوئيم خدا حى و تواناست مدلول و معناى اين كلمات چيست ؟ آيا صفات خدا از يكديگر متمايزند ؟ دوم : علاقه صفات با ذات خداوندى چيست ؟ آيا صفات او عين ذاتش مىباشد ؟
اين دو مسئله با آنكه مختلف هستند ولى حل اولى طبيعة دومى را هم حل خواهد كرد . اكنون به بينيم نظر عين القضاة درباره مسئله صفات خدا چيست ؟
« اگر بگوئى كه خدا دانا و تواناست از دانش و توانائى انسان اين حقيقت را دريافتهاى ؛ و اگر از كلمه دانش و توانائى چيزى درنيابى چرا آنها را به خدا نسبت مىدهى ؟ مردم اولا براى اين كلمات معنائى وضع كردهاند سپس آن را نفى نموده و آنگاه معنى و دانش ديگرى كه حد متوسط بين تشبيه و تعطيل است براى آن كلمات اثبات كردهاند » « 2 » معانيى كه در مخلوقات ثابت شده و سپس نفى گرديده است كدامست ؟ و علم بصفات خدا كه حد متوسط بين تشبيه و تعطيل است چيست ؟
اگر در سخن قاضى همدانى كه در كتاب زبده ، راجع بمدلول صفاتى كه عقل از مخلوقات گرفته و بر خدا اطلاق كرده است دقت كنيم مىبينيم كه اشتراك خالق را در مدلول اين صفات نفى كرده است . چون وقتى مىگوئيم كه خدا دانا و آدمى داناست ، صفت دانا را بر غير خدا « بطور مجاز محض و توسع بعيد و تشبيه صرف » « 3 » اطلاق كردهايم . مدلول صفت دانا كه بر آدمى اطلاق شده براى ما معلومست ولى وقتىكه بر خدا اطلاق مىگردد چه مدلولى دارد ؟ اگر ميان دانش ما و دانش خدا
هامش
( 1 ) - توماس اكوينى : اسماى الهى به زبان لاتينى جلد پنجم فصل اول .
( 2 ) - عين القضاة : مكاتيبMص 194 .
( 3 ) - زبده ص 22 .