اعراض شدت و ضعف ، مانند فرق ميان آدم بيمار و سالم و باسواد و بىسواد ، موجود است ؟ يا مقصود از شدت و ضعف در كم و زيادى ماهيت آنهاست ؟ صدر المتألهين دارا بودن شدت و ضعف را براى اعراض معتقد نيست ؛ چون شدت و ضعف امريست كه بر كم و كيف اطلاق مىگردد و اين امر بر آنها نه از جهت موجوديتشان بلكه از جهت آنكه عرض هستند اطلاق مىشود : مثلا وقتى بگوئيم فلانى شريفتر يا بلندتر از ديگرانست مقصود برترى در شرافت و بلندى است نه موجوديت آن صفتها همچنان ملا صدرا خوب مىدانست كه اختلاف شدت و ضعف در ماهيت ممكن نيست به همين سبب تصور كرده كه اختلاف موجودات در شدت و ضعف نسبت به قوهء فاعلهء آنهاست چون در نظر ملا صدرا تعريف موجودات بوسيلهء قوهء فاعله با تعريف آنها بوسيلهء اعراض و ماهيت اختلاف دارد « گاهى تعريف بحسب ذات است و زمانى تعريف برحسب امريست كه بذات ارتباط دارد و گاهى تعريف بحسب هر دوى آنها مىباشد : مثلا تعريف پادشاه و بناء از لحاظ حقيقت ذات آنها و از نظر اضافه شدن آنها بامور مربوط به خودشان مختلف مىباشد ؛ در اين صورت تعريف شاه به مملكتدارى و تعريف بناء به ساختمانسازى از تعاريف دستهء دوم محسوب مىشوند .
اين دو تعريف قابل انفكاك هستند چون در تعريف نفس از جهت تحريك و تدبير بدن ، تعريف بذات نيست بلكه ازآنجهت است كه نفس به تن ارتباط و پيوستگى دارد . . . همانطور كه زيادى افعال بنائى موجب است كه بناء بعنوان بناء داراى نيروى كامل باشد همينطور زيادى اعمال تدبيرى موجب مىگردد كه نفس از حيث نفس داراى نيروى تدبير كامل گردد . از نظر اينكه مطلب روشن شود مىگوئيم :
چون وجود نفس و نيروهاى مادى كه داراى ذوات و افعال هستند ثابت گردد تعريف هر يك از آنها برحسب هر دو اعتبار تعريفى است جامع كه اگر بر يكى اطلاق گردد
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 178
مساهمون: عفيف عسيران
صمقدمهء مصحح ١٧٨