تشكيك بر تمام آنها اطلاق كردهايم » « 1 » . بنابراين اطلاق صفت موجوديت بر خالق و مخلوق بطور تشكيك نتيجه مىشود كه خالق و مخلوق در صفت موجوديت اشتراك حقيقى ندارند بلكه صفت موجوديت فقط بر خالق اطلاق حقيقى مىگردد و براى مخلوق تنها به علت پيوستگى او به خالق اطلاق مىشود .
اگر اين نظر را بدقت بنگريم مىبينيم كه صفت موجوديت بطور معكوسى بر خالق و مخلوق اطلاق گرديده است زيرا عقل صفت موجوديت را اولا در مخلوق درمىيابد و سپس آن را بر خالق كه علت موجوديت مخلوقست اطلاق مىكند ، چون ميان خالق و مخلوق در موجوديت ، تماثلى هست ؛ اگر ميان علت و معلول تماثلى نباشد عقل نمىتواند از معلول ، علت را دريابد . بهر حال تقديم و تأخير اطلاق صفت موجوديت بر خالق و مخلوق ، سبب تعريف اين صفت نمىگردد بلكه چگونگى دريافت آن را وسيلهء عقل بيان مىكند . عقل موجوديت را از مخلوق درمىيابد آنگاه باشتراك آن پى مىبرد و مسلم مىدارد كه اين اشتراك نه متواطئ و نه متشابه است و نه حالت تشكيك دارد بلكه اشتراك متماثل است .
گروه ديگر مانند ملا صدرا گفتهاند كه تشكيك عبارتست از اشتراك حقيقى اشياء در صفت موجوديت ؛ و اين اشياء در كمال يا نقص و در شدت يا ضعف صفت موجوديت مختلف هستند . چون موجوديت يا وجود ، حقيقت يگانه بدون جنس و فصل است و افرادى كه داراى صفت موجوديت هستند درحالىكه به هويت خود موجود مىباشند در صفت موجوديت شريك هستند و اين افراد بذات و ماهيت بعضى بر بعضى ديگر تقدم دارند و از لحاظ تشكيك در اوليت و عدم و تقدم و تأخر و قوت و ضعف مختلف هستند » « 2 » . مقصود از شدت و ضعف در اينجا چيست ؟ آيا در خود
هامش
( 1 ) - ابن رشد . تلخيص ما بعد الطبيعة
( 2 ) - ملا صدرا : اسفار . ص 433 و 434