شناسائى خدا قادر است مانند كسى هستند كه مويهاى خود را با دست خود گرفته و مىخواهد خود را بدون اتكاء به محلى از زمين ، بلند كند .
همچنين بعضى از فلاسفه و متصوّفه پنداشتهاند صفت موجوديت كه بر خالق و مخلوق اطلاق مىگردد مفهومى متواطئ است و به همين سبب بمذهب حلولى قائل گرديدهاند و مىگويند كه تمام موجودات ، مظاهر مختلف وجودى يكتاست . بر كنارى خدا از هر نوع اشتراك با مخلوق در صفت موجوديت ، امكان علم به حقيقت خالق را منهدم مىسازد . همچنين تشبيه وجود خدا بوجود مخلوقات و اطلاق صفت موجوديت بر هر دو بطور متشابه ، عقل را از ادراك حقيقت خالق كه واجب الوجود است عاجز مىسازد .
حقيقت آنست كه صفت موجوديت نه مفهوم متواطئ است و نه مفهوم متشابه بلكه مفهوم متماثل است يعنى موجوديت معنى متعالى است كه در آن خالق و مخلوق اشتراك حقيقى دارند ليكن تحقق اين اشتراك در خارج يعنى در خالق و مخلوق ، اختلافى تام دارد . بعضى از فلاسفه كوشيدهاند تا راه ميانهاى براى مفهوم صفت موجوديت انتخاب كنند و گفتهاند كه صفت موجوديت بر خالق و مخلوق از راه مفهوم متواطئ يا مفهوم متشابه ممكن نمىگردد بلكه صفت موجوديت بتشكيك بر خالق و مخلوق اطلاق مىگردد . عدهاى از اين فلاسفه مانند ابن رشد تشكيك را بدين نحو بيان كردهاند ؛ تشكيك عبارتست از نسبت دادن اشياء به يك شىء واحد بطور تقدّم و تأخّر مانند وسائل طبّى كه بطبّ منسوب شده و آلات جنگى كه به جنگ نسبت داده شده يا وسائل بهداشتى كه به سلامتى نسبت داده شدهاند همينطور وقتى :
« بگوئيم كه هواى سالمى است و غذاى سالمى است و محل سالمى است مانند آنهائى كه علّت يا وسيله يا اثرى براى سلامتى هستند و بر حيوانات بطور عمومى اطلاق مىگردند و در تعريف تمام وسائل سلامت ذكر شده داخل هستند ؛ سلامتى را بطور
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 176
مساهمون: عفيف عسيران
صمقدمهء مصحح ١٧٦