تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 172

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٧٢
آغاز ندارد ، بود و نبودشان بر ما معلوم نيست . آيا مفهوم قديم شباهتى با مفهوم عدم ندارد ؟ و بجز فرضى محض و ميان خالى از هر معناى ايجابى چيز ديگرى نيست ؟ درصورتىكه مفهوم قديم ، مفهوم سلبى مىباشد لفظ وجود جز بر موجود حادث دلالت نخواهد كرد . اگر سخن قاضى همدانى را فرضا قبول كرديم كه مفهوم قديم مفهوم ايجابى است و وجود منحصرا بر دو قسمت است بدان معنى نخواهد بود كه اگر حادث موجود است قديم هم بايد وجود داشته باشد زيرا از اصالت معناى يك مفهوم نمىتوان اصالت وجودش را استنتاج كرد چون اگرچه هر موجود معقولست ولى هر معقول وجود خارجى ندارد . توماس اكوينى ، برهان وجود خدا را كه بنايش فقط بر صدق مفهوم متكى است ( مانند كسانى كه از درستى مفهوم كمال يا درستى مفهوم نامتناهى ، وجود خارجى آنها را اثبات مىكنند ) ردّ كرده است . اما كانت ، اين مطلب را از تمام فيلسوفان پيش از خود روشن‌تر بيان كرده و در انتقاد چنين برهانى مىگويد كه عقل حق ندارد از درستى ذاتى و منطقى دو مقدمه ، درستى وجود خارجى را حكم كند زيرا درستى منطقى مقدمهء قياس جز درستى منطقى نتيجه صحيح ديگرى را بدست نمىآورد . برهان بر وجود خدا اقتضا دارد كه « وجود خدا اثبات شود ولى نه مثل يك مفهوم منطقى يا مانند امورى كه عقل مىتواند آنها را تصور كند بلكه بايد اثبات وجود خدا مانند اثبات وجود هر موضوع ديگر كه در زندگى روزانهء خود اثبات مىكنيم اثبات شود » « 1 » . مثلا : از منزل خارج شدم و ظرف شكر را روى پشت بام جا گذاردم ؛ تصادفا باران آمد نتيجه گرفتم كه شكر من خيس شده و نتيجهء من درست است زيرا مقدمهء قياس من كه عبارت است از ريزش باران و روباز
هامش
( 1 ) - ژلسون : وجود و ماهيت ص 252 .