تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 149

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٤٩
نمىتوانند پيش از وجود اجسام بوده باشند چون اين امر متعلق بوجود زمانست ؛ و وجود زمان بر وجود حركت متوقف است و وجود حركت بر وجود اجسام متكى است . زمان ظرف حركت است همان‌طور كه مكان ظرف جسم است » « 1 » . حقيقت آنست كه همراهى ( مساوقه ) وجود خدا را با وجود عالم بگذشته و آينده نمىتوان تعبير كرد همچنان‌كه زمان حاضر كه جزوى از زمانست اين همراهى را نگنجد . قاضى همدانى مىگويد : « پس خدا هرجا باشد گذشته و حال و آينده وجود ندارد ؛ و كسى كه معتقد باشد كه عالم با وجود حق همراه است سخت در اشتباه است زيرا خدا را زمان و مكانى نيست و او بر زمان و مكان و ساير موجودات احاطه دارد ؛ و پيشى ( تقدم ) وجودش بر تمام اشياء يكسان است چون تقدم وجودش بر وجود عالم مانند تقدم اوست بر وجود صورت كلمات نوشته شده در اين كتاب بدون فرق . . . و هستى خداى بزرگ پيش از زمان آينده مانند هستى اوست پيش از زمان گذشته بدون فرق ؛ و براى عارف اين امرى يقينى است و علماى ظاهرى از ادراك اين مطلب ضرورة عاجزند . . . حقيقت آنست كه خدا موجود بوده درحالىكه هيچ چيز با او نبوده است و اكنون موجود است درحالىكه هيچ موجودى با او نيست و موجود خواهد بود درحالىكه چيزى با او نخواهد بود زيرا ازليت او بدون فرق با ابديتش همراه است » « 2 » . بصيرت ، حقيقت فعل خدا را كه ازلى و ابدى آن يكسان است آشكارا درمىيابد ليكن عارف هنگامى كه مىخواهد حقيقت دريافت‌هاى خود را بازگو كند الفاظ به او خيانت مىكنند ( يعنى قدرت بيان حقيقى در آنها نيست ) زيرا بقول قاضى همدانى اگر بگويد : « خدا بوده است درحالىكه با او هيچ موجودى نبوده گفتارش متشابه
هامش
( 1 ) - زبدة ص 54 و 55 . ( 2 ) - زبدة ص 56 و 57 .