تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 148

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٤٨
عقل دربند زمانست و مادامىكه عقل فعل خالق را كه ازلى و خارج از زمان و مكانست با مفاهيم مادى خود مىانديشد ناچارست كه قديم بودن عالم يا قديم بودن موجود اول را فرض كند تا تناقضات تصورى را كه از قول بحدوث عالم پيدا شده حل نمايد ؛ ليكن تناقضات پندارى نتيجه عجز عقل از دريافت ازليت خداست . عقل گمان مىبرد كه ازليت خدا زمان بدون آغاز است و همچنان قدم عالم يا قدم موجود اول را مىانديشد . قاضى همدانى مىگويد : « حقيقت آنست كه قبل و بعد پس از پيدايش زمان بوجود آمده‌اند و در آن موقع جز قبليت ذات و شرف خدا چيزى نبوده است . . . و قبليت ميان خدا و موجودات حادث ، حد و انتهائى ندارد در اين صورت گفتارى درست‌تر از اين سخن نيست كه : خدا بوده است قبل از موجود اول با قبليتى نامتناهى . . . و اين سرّ بزرگيست . چون راه هر ممكن به ممكن ديگر متناهى است و راه هر ممكن بواجب الوجود نامتناهى است و اگر چنين نبود لازم مىآمد كه متناهى زيادتر از نامتناهى باشد ؛ و اين محالست . اين قضايا از اولياتى است كه فقط چشم بصيرت آنها را درك مىكند و راه دريافت آنها بر چشم خرد مسدود است . بنابراين بعلم و تجربهء ناچيز خود در ادراك اين قضايا طمع مكن » « 1 » . اگر بخواهيم عقل را كمك دهيم تا ناتوانى ادراك حقيقت اين راز بزرگ را درك كند ممكن است كه شرحى بيفزائيم و بگوئيم كه « كائنات از قدرت ازلى بوجود آمده‌اند درصورتىكه قبل و بعدى در وجود نبوده است . اگر گفته شود كه چرا پيش از آن بوجود نيامدند ؟ گوئيم : قبل و بعد دو صفت عرضى زمان هستند و زمان پس از وجود اجسام پيدا شده است و همان‌طور كه شايسته نيست گفته شود كه قبل از اجسام فوق و تحتى بوده است زيرا آنها هم دو صفت عرضى مكان هستند ، همچنان قبل و بعد
هامش
( 1 ) - زبده ص 75 و 76 .