تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 144

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٤٤
او را مقيد مىكند ، چنان كه موجودات بوجود او مقيدند ؛ زيرا خدا از هر نسبتى بر كنار است و بودن خدا با موجودات ، او را محدود بمخلوق نمىكند . امّا موجودات هميشه مقيد و پيوسته بوجود خدا هستند . عين القضاة مىگويد : « بدان كه خدا بوده است درحالىكه با او هيچ موجودى نبوده و همچنين بتصور نمىآيد كه موجودى با او بوده باشد چون براى موجودى مرتبهء معيت با او ممكن نيست ، هيچ چيز با خداى - عز و جلّ - نيست ليكن او همراه تمام موجودات مىباشد ، و اگر معيت او با هر موجود نبود ، در هستى موجودى باقى نمىماند » « 1 » . پس « بكوش تا بوجود چشمى در باطن آدمى معتقد شوى كه هرگاه آن چشم گشوده شود آدمى درمىيابد كه وجود هويت ازلى همراهى هستى هر موجودى است ، و عقل از ادراك آن قاصر است پس ناچار عقل بعضى از اشياء را به حى قيوم نزديكتر از بعضى ديگر مىبيند » « 2 » . سخن عقل در مورد فيض ترتيبى مخلوقات نه تنها خطاست بلكه به نظر قاضى همدانى : « نزد اهل بصيرت كفر آشكاريست ؛ پس فرق نيست ميان كسى كه دو قديم واجب بالذات قائل شود و كسى كه دو سبب قائل شود كه هر يك به تنهائى براى ايجاد صالح باشند . ليكن به راستى و بدون ترديد هيچ موجودى در وجود نمىتواند سبب وجود چيز ديگر باشد مگر خدا . حقيقت سبعيت عبارت از ايجاد صور وجود در معدوم است . بنابراين وجود علت براى پيدايش معلول ضروريست ، زيرا معدوم براى علت بودن صالح نيست . . . هيچيك از موجودات ممكن ، ذات و وجود حقيقى ندارند چون وجود حقيقى و ذات واجب ، منحصر به خداست و بس . و آنچه كه در حقيقت وجود ندارد چگونه مىتواند ديگرى را سبب باشد ؟ و آنچه
هامش
( 1 ) - زبده ص 62 و 63 . ( 2 ) - زبده ص 67 .