بدان كه تفاوت ميان دو آدمى كم از آنست كه ميان آدمى و حيوانات عجم كه نشو و نماپذير است كه حيوانات عجم را آدمى در حركت اختيارى و انواعى چند از ادراك ، اشتراكى هست ، اين اشتراك نبات را نيست و آدمى . و تفاوت ميان آدمى و نبات نامى كم از آنست كه ميان آدمى و سنگ كه نبات را آخر وا آدمى در نشو و نما اشتراكى هست و سنگ را وا آدمى اين اشتراك نيست همچنين آدمى و اعراض در حدّ حدوث اشتراك دارد پس تفاوت ميان آدمى و عرض كم از آنست كه آدمى و قديم جل الواحد و تعالى ، پس ميان هيچ دو حادث هرگز آن تفاوت نتواند بود كه ميان قديم است و حادث كه هر كدام حادث كه تو خوانى در حد حدوث مشترك باشند و قديم را با حادث البته بقليل و كثير اشتراكى نيست و اگر گوئى با حادث در معناى وجود اشتراكى دارد اين غلطى بزرگ است و سهوى عظيم و خطائى فاحش » « 1 » .
[ 3 - مسألهء خلق و ايجاد ]
مشكل دوم كه مىخواهيم راى عين القضاة را دربارهء آن بيان داريم مسألهء خلق و ايجاد است . وجود عالم حادث بر وجود خالق قديم دلالت مىكند ليكن چگونه آفرينش عالم انجام گرديده است ؟ آيا تمام مخلوقات بدون واسطه از خدا بوجود آمدهاند ؟ يا اينكه ميان خدا و موجودات واسطههائى هستند ؟ خدا ارواح را به صورت خود عاقل و مريد آفريده است ، آيا ممكن است كه ببعضى از مخلوقاتش صفت ايجاد عطا كند تا مانند خود او آفريدگار و موجد باشند يا اينكه صفت ايجاد ضرورة به خدا منحصر است ؟ نظر عقل و بصيرت در مسألهء خلق و ايجاد چيست ؟
فلاسفه ظاهرى گفتهاند چون خدا يكى است و موجودات متعدّد ، ممكن نيست كه از واحد مستقيما متعدّد بوجود آيد بلكه بايستى از واحد عقل اول صادر
هامش
( 1 ) - مكتوباتMص 155 و 156 .