تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 137

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٣٧
مقصود از اهل بصيرت كسانى هستند كه وجود اين معنا را بدون مقدّمه علمى درمىيابند بخلاف اهل نظر » « 1 » . بصيرت براى اطمينان به حقيقت وجود خدا مانند عقل بمخلوقات احتياج ندارد چون مىتواند خدا را بدون كمك و بطور مستقيم دريابد . قاضى همدانى اين حقيقت را چنين بيان مىكند : « اما اسمى براى خدا علم شده - اللّه - شباهت تامّ به كلمه‌اى دارد كه براى دلالت بر موجودى كه نظر سالك به او رسيده ، وضع شده است ، مانند كسى كه از راه وجود حسّى بوجود عقلى سفر كرده و سلوك را به پايان رسانيده است تا اينكه بر او درهاى ملكوت گشاده گرديده چون بتدريج در درياى ملكوت غوّاصى كرده بگوهر توحيد دست يافته است و كلمهء خدا اسم علمى براى همين گوهر است نه باعتبار وجودى كه از آن صادر شده بلكه باعتبار ذات آن گوهر از حيث وجودش مىباشد » « 2 » . ادراك وجود خدا بوسيلهء عقل ، نتيجهء برهان ضروريست كه عقل آن را وسيلهء دو مقدمهء صادق و يقينى از مخلوقات گرفته است همان‌طور كه خفّاش در لانه تاريك كه وجود آفتاب را بوسيلهء شعاعش درك مىكنند ، امّا بصيرت وجود خدا را همان‌طور كه چشم ، قرص خورشيد را آشكارا مىبيند درمىيابد گرچه بين او و خورشيد مسافتى نامتناهى وجود داشته باشد . نظر فيلسوف ما دراين‌مورد چنين است : « بدان . . . كه عقل از دريافت خدا به صورت نامتناهى دور تر است تا چشم ظاهر از دريافت آفتاب ؛ دورى و كمال اشراق او سبب شده كه عقل از ادراكش عاجز بماند . پس براى عقل ادراك وجود خدا مانند دريافتن نور خورشيد است به‌وسيله خفّاشان ، و بصيرت عارف براى ادراك حق مانند دريافتن قرص خورشيد است بوسيلهء چشم انسان ؛ اما رسيدن به خورشيد در حقيقت نه براى انسان ممكن است نه براى خفّاش » « 3 »
هامش
( 1 ) - زبده ص 13 . ( 2 ) - زبده ص 17 . ( 3 ) - زبده ص 91 .