تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 136

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٣٦
خطاست . ترديد نيست كه در نظر عين القضاة وجود قديم جزوى از عالم ازل است ، و هرگاه عقل دربارهء وجود قديم يقين حاصل كند يعنى اينكه بتواند عالم ازلى را درك كند و حقايق ما بعد طبيعت را دريابد . مقصود يقين عقل از حقايق ماوراء طبيعت آنست كه عقل آن حقايق را درك مىكند . پس يقين عقل بوجود خدا ادراك وجود حق نيست ، ليكن ادراك صدق نتيجهء برهانى مىباشد كه صدق آن را عقل ثابت مىكند . امّا بصيرت چگونه بوجود خدا يقين حاصل مىكند ؟ آيا بصيرت وجود خدا را حدسا در مىيابد مانند چشم كه رنگها را درك مىكند ؟ يا اينكه مانند عقل ، درستى حكم را بوجود قديم از طريق برهان در مىيابد ؟ ديدار خدا براى كسى بطريق حدس جز ذات حق ممكن نيست چون او به تنهائى مىتواند ذات خود را بذاته با حدس كامل دريابد و براى هيچ مخلوقى حدس وجود خدا بدين صورت ممكن نيست . عين القضاة مىگويد : « چون او بلندتر و بالاتر از آنست كه براى بيننده انديشهء نگريستن به حقيقتش ممكن باشد ، و منزّه است از اينكه كسى را طمع ديدارش بخاطر افتد چون فقط او بذات خود غالب است . . . و از هر كمالى كه بدرك انبياء و مقربان درآيد بر كنار است تا چه رسد كه ممكن باشد كمالش را ساير مردم دريابند ؛ همان‌طور كه براى نادانها از هر نقصى منزّه است » « 1 » . پس در اين صورت بصيرت مانند عقل از حدس وجود خدا آن‌طور كه خدا خود را بذات خود درمىيابد عاجز است با اين فرق كه بصيرت در كيفيّت يقين بوجود خدا با عقل اختلاف دارد زيرا بصيرت براى بدست آوردن يقين ببرهان نياز ندارد همچنان‌كه عين القضاة مىگويد : « اهل بصيرت را كه به پردهء غيب راه يافته‌اند ترديدى نيست . . . در وجود حقيقتى است كه وجود از او بطور اكمل صادر شده و اين حقيقت را خدا ناميده‌اند
هامش
( 1 ) - زبده ص 14 .