تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 130

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٣٠
مرگ . اما رسيدن تمام مردم باطوار ممكنه كه در حق بعضى از خاصّان مىباشد جائز نيست . . . و اغلب كسى كه وصول بطور ذكر شده برايش ممكن نيست بر تكذيب آن پافشارى مىكند و تا دم مرگ از انكار آن دست برنمىدارد تا اينكه سرپوش حقيقت بالا رود همچنان‌كه قرآن در حق كفّار اشاره كرده است : فويل للّذين كفروا من مشهد يوم عظيم » « 1 » . در پاسخ سؤال دوم مىگوئيم كه شرائط اصلى براى گشودن چشم بصيرتى كه مقصود ماست دو قسم‌اند : قسمى به رياضت عقل بستگى دارند و قسم ديگر به تربيت اراده مربوطاند . اما شرط رياضت عقل آنست كه سالك بعلوم نظرى همت گمارد و از آنها بهترين گفتار علما را در حلّ مشكلات مهم فلسفه فراگيرد . آنگاه بر او واجب است كه « مكرر دربارهء آن مشكلات ، بررسى و تأمّل نمايد تا هر كلمه در خاطرش جايگزين گردد و تخم دريافت حقيقت در دلش ريشه گيرد » « 2 » . همچنان‌كه واجب است بر سالك « كه با اهل كمال علمى همنشين شود . . . و تمام مشكلات و انديشه‌هاى خود را در مسائل فلسفى بر آنها عرضه نمايد » « 3 » . مقصود ما از ضرورت تأمّل در علوم نظرى و مجالست با فلاسفه آن نيست كه سالك مطلقا به قدرت عقل در حلّ غوامض و مشكلات آدمى مطمئن گردد بلكه تا سالك ناتوانى عقل خود را دريابد و براى آزادى از فريب عقل ناتوان مساعدت شود همچنان‌كه اين تأمّل براى سالك روشن مىكند كه با عقل خود در برابر وجود و اسرار عالم ماوراء طبيعت طورى بايستد كه گداى پريشانى در مقابل بخشنده بزرگوار مىايستد ، يا مانند كودك ساده‌اى كه مقابل اولياء و معلّمينش براى بدست آوردن هر چيز چشم‌به‌راه است ، چه او با نيروى خود از كسب هر چيز عاجز است . و كسانى كه حالشان چنين باشد
هامش
( 1 ) - زبده ص 96 و 97 . ( 2 ) - زبده ص 101 . ( 3 ) - زبده ص 71 .