چيزى به صورت نامتناهى است . . . از انكار گفتار ما بر حذر باش چون با خدا موجودى نيست و بعد از او هم نمىباشد . . . زيرا مانند كورى مىشوى كه چون رنگ را درنيابى وجودش را هم منكر شوى و اين مطلب راست و درست است . براى چشم معرفت ادراك اوّليّات روشنتر و آشكارتر است تا براى چشم عقل » « 1 » . و همچنين تقدّم زمانى ارواح بر اجسام از اوّليّاتى است كه بصيرت مىتواند آن را درك كند : « خدا قبل از دنياى زمان و مكان بوده است و تقدّم خدا اگر به مقدار زمان سنجيده شود متناهى نمىباشد ولى تقدّم ارواح بر اجسام به مقدار دو هزار هزار سال سنجيده شده و اين تقدّم را به حمد خدا و يارى او با ادراكى نيرومندتر و روشنتر از ادراك عقل به اوّليّات دريافت كردهام » « 2 » .
آخرين نمونه از اولياتى كه بصيرت درك مىكند يادآور مىشويم و آن دريافت عجز عقل است بوسيلهء بصيرت . بصيرت بطريق حدس تمام آنچه را كه از حقايق ازلى يادآور شديم و آنچه را كه براى تنگى فرصت از بيانش صرفنظر كرديم درمىيابد . ادراك حدسى ، تماس مخصوصى ميان بصيرت و حقايق مدركه مىباشد همچنانكه معرفت رسيدن مخصوصى بعالم ازلى است : « از محالات آشكار آنست كه سالك از راه علم ، بعالم ازلى برسد ؛ بلى درك آن معنى با علم ممكن است و ليكن ادراك معنى چيزيست و رسيدن به آن چيز ديگر » « 3 » .
اگر ادراك بصيرت رسيدن به حقيقت است ، يقين بدست آمده از اين ادراك دريافت ذوقى و رؤيتى آشكارا مىباشد درحالىكه يقين عقل در قضاياى استدلالى يقين از پس پرده است چونكه آن يقين مستند است بر حجّت و برهان و ميان اين دو يقين بسيار فرق است . فلاسفه چون فرق بين اين دو يقين را درنيافتهاند به گمراهى بزرگى
هامش
( 1 ) - زبده ص 76 .
( 2 ) - زبده ص 81 .
( 3 ) - زبده ص 60 .