نتايج بدست مىآيد منحصر نمىشود ، بلكه عقل بهوسيله برهان مىتواند عالم ماوراء طبيعت را ادراك كند و از آن معلومات درست و مسلم را دريابد . و غايت عقل براى رسيدن بعالم ما بعد طبيعى آنست كه « بر واجب الوجود بوسيلهء وجودى كه اعم اشياء است استدلال كند زيرا اگر در وجود ، وجود قديمى نباشد هيچ موجودى در وجود نخواهد بود » « 1 » سپس از صفات موجودات « هرچه ضرورى تشخيص شود بوسيلهء استدلال براى واجب الوجود ثابت مىگردد همچنان عقل از موجودات و حدوث آنها ، بر قدم و قدرت و علم و ارادهء واجب الوجود استدلال مىكند ولى دريافت ماوراء اين مطلب در توانائى عقل نيست » « 2 » .
علماى صاحبنظر از نيروى عقل استفاده كردهاند . و مقصود عين القضاة از علماى صاحبنظر فلاسفه هستند كه در برابر عامّهء مردم و اهل كلام قرار مىگيرند : « در اثبات عقيدهء خود راه بحث عقلى و نظر برهانى را انتخاب كردهاند ؛ و طريقهء آنها در كسب دانش ستودهترين طريقههاست ، مگر اينكه پس از پيمودن منازل دانش گمان مىكنند كه بكمال كلى كه ما ، در صدد آن هستيم رسيدهاند . . . نيكوراهى است اگر در آن دام غرور نباشد » « 3 » . غرور عالم ، گمان اوست به اينكه مىتواند « مسائل غامض عقلى را از راه برهان صادق و قطعى دريابد » « 4 » .
قضاياى عقلى كه از رسيدن و آشكار كردن آنها از راه برهان ، عقل عاجز مىشود كدامست ؟
عقل از درك قضاياى متعلق بعالم ما بعد طبيعت كه ارتباط بعالم طبيعى ندارند عاجز است : « مانند حكم بر صفات واجب الوجود كه بموجود هرگز تعلّق
هامش
( 1 ) - زبده ص 12 ،
( 2 ) - زبده ص 20 .
( 3 ) - زبده ص 9 و 10 .
( 4 ) - زبده ص 99 .