است ولى موضوع بصيرت عالم ازلى است ، اين عالم ازلى چيست ؟
فيلسوف ما هنگام بحث از عالم ازلى صفات متعدد و مترادفى براى بيان ازليت به كار برده و زمانى آن را عالم الهى يا عالم امور الهى نام مىنهد : « هرگاه چشم حقيقت بين ( معرفت ) سالك گشوده شود و به اندازهء كمال و استعداد ادراكش لطائف امور خدائى بر او عرضه شود . . . و به قدر فيضان لطائف امور الهى بر او ، انس با عالم ملكوت برايش ايجاد شود ، و انس به الطاف حق و عشق بجمال حضرت ازلى ؛ در چنين حالتى انس سالك تدريجا از عالم مادّى كم مىشود و علاقهء او بعالم الهى افزوده مىگردد » « 1 » .
گاهى عالم ازليت را عالم ملكوت نام مىدهد براى مقابله با عالم ملك و مىگويد : « اگر در باطن تو روزنهاى بعالم ملكوت گشوده شود و اتفاقا بسوى آن پرواز كنى . . . حالت بزرگى را در آن جاى مىبينى . . . و شايد مايل باشى كه معنى ازليت و كيفيّت پرواز بعالم ملكوت را بشناسى . ظاهر اين كار مانند محالات است » « 2 » .
و گاهى عالم ازليت و عالم الهى و عالم ملكوت را عالم غيب نام مىنهد و اين عالم غيب مقابل است با عالم شهادت : « صاحب نظران باطن بين را كه در پردههاى غيب و سرادقات ملكوت راه يافتهاند ترديدى نيست در وجود ، معنايى نهفته است كه موجودات از آن به كاملترين صورت صادر مىشود » « 3 » . همچنانكه بر عالم ازلى اسم خزانهء نبوى اطلاق مىشود : « هرگاه استعداد خود را آماده كنى ؛ امانت خود را از حجلهگاهش به تو نشان مىدهد و آن خزائن نبوى است كه از گوشههاى آسمان و زمين جلوهگر مىشود و زمان چنان به گردش درمىآيد كه پس از آن روز ، روز ديگرى نيست . در اين هنگام . . . با اشتياق بسر چشمهء حىّ قيّوم براى آشاميدن آب حيات وارد مىشوى . در اين حالت
هامش
( 1 ) - زبده ص 30 .
( 2 ) - زبده ص 58 .
( 3 ) - زبده ص 13 .