تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 117

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١١٧
از هر گونه لباس مادّى مجرد است ، مثلا مثلّثى آهنين را فرض كنيم و ببينيم كه هر يك از عقل و وهم و چشم چگونه آن را درك مىكنند : چشم ، اضلاع مثلث را مادهء معيّن آهنى و به رنگ سياه در مىآيد درحالىكه وهم آن اضلاع را صرفنظر از نوع مادّه و رنگ آن تصوّر مىكند ولى عقل از مثلّثات ، معناى اساسى آن را درك مىكند يعنى آن شكل را كه مجموع زواياى آن بايستى 180 درجه يا دو قائمه باشد . قرب و بعد را عين القضاة براى ما مثل مىزند تا فرق ميان عالم حسّ و عالم عقل و عالم ازليّت را دريابيم ، او مىگويد : « قرب و بعد بر سه قسم است : حسّى و عقلى و ازلى ، قسم اول : قرب حسّى ، در زمان و مكان مىباشد چنان كه گفته مىشود ماه از آفتاب بما نزديك‌تر است ؛ و عصر پيغمبر - صلعم - از عصر موسى ع بما نزديكتر است . قسم دوم : قرب عقلى ، چنان كه گفته مىشود شافعى از ابو جهل به ابو بكر نزديكتر است با اينكه از لحاظ زمان و مكان ابو جهل به ابو بكر از شافعى نزديكتر است . پس هر يك از دو چيزى كه نسبت به ديگرى بقرب يا بعد وصف شوند از لحاظ زمان و مكان جائز نيست كه آنها بقرب و بعد عقلى متصف شوند مگر از جنبهء تشابه لفظى ، و توسّع در عبارت چون جائز نيست گفته شود معنائى كه شافعى به ابو بكر نزديكتر است مانند نزديكى آسمان به زمين يا دورى آنهاست زيرا اين معنا در آسمان و زمين نمىگنجند . قسم سوم : قربى است كه فقط عرفا آن را درمىيابند و علما را هرگز توانائى درك آن نيست » « 1 » . مشاهده كرديم كه موضوع عقل ، معانى مجرّد جدا شده از عالم زمان و مكان
هامش
( 1 ) - زبده ص 77 و 78 .