تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 111

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١١١
شباهتى ندارند چگونه جائز است كه عارف الفاظ علم را به كار برد درصورتىكه استعمال مشترك يك لغت ، نوعى از اشتراك در معنى فرض مىشود ؟ پس بايد ميان معانى عرفانى و علمى كه عارف و عالم آنها را در مىيابند شباهتى باشد اگرچه آن شباهت جزئى باشد ؛ زيرا اگر تباين ميان معانى علمى و معانى عرفانى كامل بود چرا عارف براى يك حالت عرفانى معين مثلا انس ، لغت انس را به كار مىبرد نه لغت جمال يا عشق يا علم را ؟ ديديم كه براى تعريف معرفت ، عقيدهء فيلسوف ما بر آنست كه عارف ضرورة الفاظ متشابه به كار مىبرد درصورتىكه عالم ، معانى مورد نظر خود را به امانت تعبير مىكند ؛ و گفتيم كه علت اختلاف بين علم و معرفت اختلاف در طبيعت آلاتى است كه بوسيلهء آنها نفس علم و معرفت را كسب مىكند .

2 - ماهيت عقل و بصيرت .

عقل وسيله براى بدست آوردن علم است ، و بصيرت وسيله‌ايست كه براى بدست آوردن معرفت از آن استفاده مىشود . در اين صورت ماهيت عقل و ماهيت بصيرت چيست ؟ عقل نيروئى از نيروهاى نفسانى است كه آدمى بوسيلهء آن معقولات را درك مىكند همان‌طور كه جان نيروئى است كه بوسيلهء آن بدن به جنبش در مىآيد و غريزه‌ايست كه بوسيلهء آن محسوسات درك مىشوند ؛ و اين دو نيرو از نيروى وهم جدا هستند . همچنان نفس را نيروئى است كه بوسيلهء آن معقولات را در مىيابيم . دراين‌باره عين القضاة مىگويد : « بدان كه عقل انسانى از حقيقت نفس چيزى را درك نمىكند مگر آنچه كه وجودش پس از بررسى بدن آدمى و اعراض آن الزامى باشد ، بدين صورت در مىيابيم كه نفس را دو نيروى مدركه و محركه مىباشد . . .