حق و حقيقت تسليم كردهاند پيروى كنيم تا حلّ اين مسألهها براى ما آسان گردد .
ما اين فصل را به دو قسمت تقسيم مىكنيم بدين ترتيب كه در قسمت اول انديشه وراى عين القضاة را در مسألهء علم و معرفت مورد بحث قرار مىدهيم و سپس در قسمت دوم ملاحظاتى چند دربارهء نظر وراى اين فيلسوف عاليقدر در مسألهء علم و معرفت بيان خواهيم داشت .
قسمت اول نظريهء عين القضاة در علم و معرفت
در اين بخش مسألهء علم و معرفت را در چهار گفتار به ترتيب زير مطرح مىكنيم :
1 - ماهيّت علم و معرفت .
2 - ماهيّت عقل و بصيرت .
3 - موضوعى كه عقل و بصيرت آن را درمىيابند .
4 - كيفيّت و چگونگى دريافت اين موضوع بوسيلهء عقل و بصيرت .
تصوّر نشود كه حلّ مسألهء معرفت بدون توجه بعلوم فلسفى ديگر امكانپذير است زيرا بحث و گفتگو در مسألهء معرفت اگر چه جزئى از اجزاء فلسفه است قائم به خود مىباشد بدين معنى كه از علم ماوراء طبيعت يعنى فلسفه اولى
eigolotnO
و علم الهى
eecidoehT
جدا است و نيز از روانشناسى
eigolohcysP
متمايز مىباشد . اين علوم فلسفى به كلى مستقل نيستند ، بدين جهت بحث و گفتگو دربارهء معرفت « 1 » ما را بر آن مىدارد كه از عقل و مفاهيم آن سخن بگوئيم ، و از مطالب روانشناسى نيز
هامش
( 1 ) - دربارهء بحث و گفتگو مسألهء معرفت را در زبان فرانسهecnassiannoC al ed eiroehT eigolometsipE uOو در زبان انگليسىygolometsipEمىگويند .