تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 106

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٠٦
است كه حل آن براى بسيارى از مسائل فلسفى لازم است . بعلاوه اين مبحث ، فيلسوفان و متفكران را عموما و فلاسفهء دوران معاصر يعنى از عهد دكارت تا زمان حاضر را خصوصا به خود مشغول داشته است . هرگاه نظرى به مهم‌ترين كتابهاى فلسفى جديد بيفكنيم بر ما مكشوف مىشود كه در اطراف مسألهء معرفت و امكان علم و شرطهاى اين علم ، بحث‌هاى جالب و مفصّلى بيان شده و بسيارى از كتب مشهور فلسفى در قرون اخير به بحث و تحقيق دربارهء اين موضوع پرداخته‌اند « 1 » به اضافه اين مسئله‌ايست كه هر انسان عاقل بايد تا آنجايى كه مىتواند در حل آن بكوشد تا اينكه به اندكى از مسئوليت خود مطّلع گردد و گرنه مانند كوران بلكه گمراه‌تر از آنان در زندگى گام برمىدارد ! اين همان مسئله‌ايست كه در زمان حاضر گريبان‌گير ما شرقىها شده است چون پايه و اساس تمدّن ما در اثر آميزش با غرب متزلزل شده و ما همچون خاشاكى در گذرگاه تندباد روزگار قرار گرفته‌ايم . اگر براى تاريخ بشر و قهرمانانش ارزشى استوار و پاى بر جا قائل شويم بايد از آنها الهام گرفته كمك طلبيم و از پيشينيان خيرخواه و نيكوكار كه خود را همچون قربانيان به قربانگاه
هامش
( 1 ) - اسامى فيلسوفان دورهء جديد و نام مشهورترين كتابهائى كه آنان دربارهء مسألهء معرفت تأليف كرده‌اند بدين قرار است : دكارت 1596 - 1650 « گفتارى در روش » ؛ مالبرانش 1638 - 1710 « بحث در حقيقت » ، اسپينوزا 1362 - 1677 « در اصلاح عقل » ، لاك 1632 - 1704 « ماهيت حقيقت » و « تحقيق در فهم بشر » ، ليپنز 1646 - 1716 « تفكر در معرفت و حقيقت و معانى » و « تحقيقات تازه در انديشهء بشرى » ، بركلى 1680 - 1753 « مبادى معرفت بشر » ، هيوم 1811 - 1776 « بحثهايى در فهم بشر » ، كندياك 1715 - 1780 « تحقيق در اصول معرفتهاى بشر » كانت 1727 - 1803 « نقد خرد محض » و « نقد خرد عملى » ، فيخته 1762 - 1814 « مبادى اساسى نظريهء شناسائى » ، هگل 1770 - 1831 « پديده‌شناسى روان » ، برگسون 1809 - 1941 « معلومات بىواسطه وجدان » ، هوسرل 1809 - 1938 « در منطق » و « در پديده‌شناسى » ، لالاند 1867 « خرد و معيارهاى آن » كه در سال 1948 منتشر شده است .