تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 102

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٠٢
به ترك نماز بگفتند ، هر كه مغلوب بود قلم تكليف بر وى روان نبود ، آنچه كند او را مسلم بود ؛ اما اگر وا كسى چندانكه سر موئى تمييز مانده بود از غلط و خطا خالى نبود ؛ و اگر به ترك نماز بگفتند ابليس عليه اللّعنة بر ايشان راه برده بود . جماعتى كه از دست ابليس در اين مملكت خلاص يافتند دانستند كه مبتدى راه بدان رود تا به نهايت رسد ، پس قدر منتهيان در بدايت طلب نكردند ، نماز بكردند » « 1 » . در اين مورد عين القضاة آگاه مىشود كه از بعضى لغات و جملات مورد استعمال او مسلم گرديده كه منتهيانى كه غرق عشق الهى و فانى در او شده‌اند مانند بىتكليفان ، فرائض دينى بر آنها واجب نيست ، بلافاصله از اينكه اسرار ناگفتنى را بيان كرده اظهار ندامت مىكند و اين عبارات از قلم او مىتراود : « جوانمردا ! وقت جزر درياست و علامتش مىبينم و طلب طالب مىبايد و حوصلهء خوردن ؛ سفره نهادند و بر گرفتند و ترسم كه از همه نخوردى . . . در عالم تو عزيز بيگانه‌ام ، بعالم خود نهانم و ندانم مرا ديگر كى بينى . جوانمردا ! دلم تنگ شد و بسيارند نبشتنى نه نبشته و أنا أستغفر اللّه عمّا طغى به القلم أو زلّ به القدم » « 2 » . در نامهء ديگرى قاضى همدانى براى جلوگيرى از لغزش مريدى تأكيد مىكند كه او قادر بدرك رفتار منتهيان نيست : « تو چه دانى مردان چرا نماز كنند و نماز نكنند ! و چه دانى كه نماز ايشان چه بود يا افطار ايشان چه بود ! و چه دانى كه ابو بكر - رضى اللّه عنه - چرا با مصطفى - صلعم - هجرت كرد و عمر - رضى اللّه عنه - چرا نكرد ! و چه دانى كه قومى چرا شب خسبند و چرا نخسبند ! با عشق درآى تا عجبها بينى » « 3 » .
هامش
( 1 ) - مكتوباتTص 110 و 111 . ( 2 ) - مكتوباتTص 112 . ( 3 ) - مكتوباتMص 31 و 32 .
تمهيدات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 102 | عفيف عسيران / عين القضاة ( عبد الله بن محمد الميانجي الهمذاني )