كه دو نور داشتند . . . از جمله پيران جهودان يكى را ديدم . از وى اين واقعه پرسيدم . گفت : من نيز در تورات اين نعت مراتب سلوك انبياء - عليهم السّلام - خواندهام . ايشان با امتان خود چنين گفتهاند . . . همه انبيا خود نور بودند . اما محمد از همه نورتر بود » « 1 » . جاى ديگر عين القضاة ادّعا مىكند كه نور خدا را ديده است و مشاهدات خود را چنين بيان مىدارد : ( در اين مقام من كه عينالقضاتم نورى ديدم كه از وى ( خدا ) جدا شد و نورى ديدم كه از من برآمد . هر دو نور برآمدند و متصل شدند و صورتى زيبا شد چنان كه چند وقت در اين حال متحير مانده بودم . . .
رأيت ربّى فى أحسن صورة . خود نشان مىدهد » « 2 » .
از گفتههاى قاضى همدانى برمىآيد كه نه تنها مكاشفاتى از عالم غيب به او روى مىنموده بلكه گاهى بفاصلهء يك ماه از خود بى خود مىشده و مانند بيهوشى در عالم ازليت مستغرق مىگرديده است : « دريغا در اين جنت قدس كه گفتم يك ماه اين بيچاره را بداشتند چنان كه خلق پنداشتند مرا موت حاصل شده است پس به اكراهى تمام مرا بمقامى فرستادند كه مدتى ديگر در آن مقام بودم ، در اين مقام دوم ذنبى از من در وجود آمد كه به عقوبت آن گناه . روزگارى چند بينى كه من از بهر اين ذنب كشته شوم » « 3 » . در اين دوران قاضى همدانى معمولا شبها را در عالم مكاشفه بسر مىبرده و برايش روشن بوده است كه هنگام مناجات با خدا و معاشقه با او زحمت و خستگى توانفرسائى براى طبيعت بشرى ايجاد مىشود ؛ به همين جهت كشمكش دوستانه ميان خود و خدا را بمبارزه و كشتى تشبيه مىكند و مىگويد : « او با من كشتى مىگيرد تا خود كدام از ما افتاده شود اما اين همه دانم كه من افتاده شوم كه چون من بسيار افتادند » « 4 » .
هامش
( 1 ) - تمهيدات ص 322 - 323 .
( 2 ) - تمهيدات ص 303 .
( 3 ) - تمهيدات ص 231 و 232 .
( 4 ) - تمهيدات ص 237 .