بخواهند ، و الا پير طريقت هرگز دربارهء آنها قضاوت نمىكرد مريدى از سختگيرى مرشد گله مىكند ، و قاضى همدانى به او چنين پاسخ مىدهد : « اگر بىانصافى از جانب من است خداى تعالى مرا به انصاف آراسته كناد و اگر از جانب آن عزيز است او را به خدا بينا كناد . مىپندارى كه كار من مهمل كاريست يا اتفاقى ؟ حاشا و كلا ! با اهل عادت زندگانى كردن ديگر . يقين دان كه :
گر شير شوى ز دست ما جان نبرى * تا آنچه بگفتهاى به پايان نبرى
و من حكم بر كسى نكنم ، اگر همگى دل و جان خود به من تسليم كنيد باشد كه بر او حكم بكنم و گرنه بدان مهملى نيست به حمد اللّه . تا مرا باشى من خود ترا بودهام و مرا بودن نه به زبانست يا بقلم ، من دانم كه چون بود » « 1 » !
3 - عين القضاة عارف
در اين قسمت سه موضوع دربارهء عين القضاة بيان مىداريم بدين شرح :
الف - مكاشفات عين القضاة .
ب - كرامات عين القضاة .
ج - عين القضاة شيخ بىمريد .
الف - مكاشفات عين القضاة
از سخنان عين القضاة در كتاب زبدة الحقائق دريافتيم كه از بيست و يك سالگى تا بيست و چهار سالگى براى او « معارف غيبى و حالات گرانبهاى كشفى » « 2 » ظاهر شده است . همچنين چگونگى « جدائى او را از اين عالم و باريافتنش را به دربار ازلى مشاهده كرديم » « 3 » ؛ ولى سالهاى بعد مكاشفات او بعالم غيب و استغراقش در عالم ازليت رو به تزايد نهاد تا به حدى كه بعضى از مردم او را جادوگر و حقهباز پنداشتند . اين
هامش
( 1 ) - مكتوباتMص 370 .
( 2 ) - ر ك : زبده ص 4 .
( 3 ) - ر ك : زبده ص 85 و 76 .