چه براى تعليل :
« چه چون بنده را توكّل درست گردد ، كفايت مولى عزّ و جلّ به حقّ وى پديد آيد . » (
a
110 /
T
) « كه » به معنى « چون » :
« رسول . . . در نماز شرفاك كردى كه ديگ رويين بجوشد . » (
b
79 /
T
)
« صبر از ايمان چنان است كه سر از تن . » (
a
43 /
T
)
« مر + را » به جاى « براى » :
« مجاهدت سبب است مر رسيدن را به هدايت . » (
a
5 /
T
؛ « منزلگاه مر آسودن را بود نه مر باشيدن را . » (
b
167 /
T
)
« مگر » به جاى « شايد » :
« سه چيز را پيشهء خود گيريد تا مگر حال شما خوب شود . » (
b
57 /
T
)
« نخستين » به معنى « نخست » :
« شما نخستين طنبورههاى خويش شكستهايد تا اين كار به دست شما برآيد . » (
a
169 /
T
)
« هرچند » به معنى « هرچه » :
« هرچند شك قوىتر شود ، حرص وى به دنيا زيادتتر شود . » (
b
72 /
T
)
ويژگىهاى دستورى
شيوهء جمع بستن و تشخيص مفرد و جمع
به « ان » :
عربان ، كران ، گنگان ، نابينايان (
b
81 /
T
)
جمع بستن « خلق » به « ان » :
« خلقان خفتهاند چون بميرند ، بيدار شوند . » (
a
13 /
T
) ؛ و در جاى « خلق » را جمع به كار برده است : « خلق در غفلتاند و ليكن نمىدانند . » (
a
13 /
T
) « 1 »
جمع بستن « شما » به « ان » :
هامش
( 1 ) . مثالهايى از اين در روح الارواح ، 63 ، 547 ؛ گزيده ، 129 نيز دارد .