ترمذى نيز در رسالهء بدوّ الشان « اهل المعرفة » را به جاى عارفان به كار برده است .
مسعودى ، عارفان را « اصحاب المعرفة » خوانده است . « 1 »
حروف ، قيود ، ادات تنبيه ، موصول
كلمات تحسين و تأسّف :
خنك : « خنك زاهدان كه دنيا نخواستند . » (
b
68 /
T
)
واى : « واى بر حريصان كه ايشان دنيا خواستند . » (
b
68 /
T
)
قيد كيفيت :
سخت : « آدمى را طبع بر سخت نگاه داشتن مال است . » (
b
73 /
T
) ؛ « چون حاجتمند سخت شوم . » (
a
88 /
T
)
جابهجاى مفاهيم كلمات
« از » به جاى « براى » :
« از چيست كه ما اندر دل خويش رحم نمىبينيم ؟ » (
b
45 /
T
)
« از » به جاى « را » :
« روزى ازيشان هفتاد بار عفو كن . » (
a
24 /
T
)
« از بعد » به جاى « بعد از » :
« از بعد آن اگر حاجتى افتد . » (
a
79 /
T
)
« از براى » به جاى « براى » :
« از براى خرى اين دويدن چراست . » (
b
90 /
T
)
« از + بهر » به جاى « براى » :
« عرب شراب را از بهر آن خمر خوانند . » (
a
38 /
T
) ؛ « اين از بهر آن گفت . » (
a
146 /
T
) ؛ « مرا از معاصى از بهر آن بازداشته است . » (
b
147 /
T
)
« اگر چند » به جاى « هرچند » :
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 317 .