تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 53

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٣
« شمان ( شما + ان ) به قرآن و به خواندن قرآن مشغول گشته‌ايد . » (
b
29 /
P
) ؛ « بسيارى علم شمان را از نفع علم مشغول كرده است . » (
b
29 /
P
) « 1 » به « ها » براى كلمات عربى : تصنيف‌ها (
a
2 /
T
) ؛ « خصلت‌هاى بد در وى قوىتر شود . » (
b
83 / ) ؛ « عقل‌هاى ايشان قوىّ بود . » (
a
83 / ) ؛ « علم‌هاى ديگر مىآموزند . » (
a
83 / ) ؛ معصيت‌ها (
a
4 /
T
) ؛ مسئله‌ها (
b
32 /
T
) ؛ به « ات » : صفات (
a
143 /
T
) ، علامات (
a
143 /
T
) ، مكروهات (
b
120 /
T
) ، جمع كلمات عربى بر قاعدهء عربى : اقويا (
a
100 /
T
) مطابقت صفت و موصوف به صيغهء جمع : « درويشان مؤمنان را به چهل سال پيش به بهشت اندر آرند . » (
b
/
a
90 /
T
) : « فرمان آمد كه بندگان من غافلان‌اند . » (
b
55 /
T
) صيغهء جمع براى « امّت » : « امّت من دنيا را بزرگ دارند . » (
a
64 /
T
) صيغهء مفرد و جمع براى « مردم » در يك جمله : « مردم كه هلاك شوند از دو چيز هلاك شود . » (
a
83 /
T
) صيغهء مفرد براى « مردم » : « چون مردم تندرست غذاهاى موافق خورد . » (
a
117 /
T
) ؛ « مردم ديو مردم نشده باشد . » (
a
157 /
T
) صيغهء جمع براى « قوم » : « مهتر قوم آن كس بود كه خدمت ايشان تواند كرد . » (
a
146 /
T
) صيغهء جمع براى « كسى » :
هامش
( 1 ) . مثال‌هايى از اين در خلاصهء معانى التنزيل فى تفسير كلام الجليل نيز ديده‌ام : « چون گفته شود مر اين منافقان را بگرويد شمان چنانك بگرويدند . » ( 4 ب )
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 53 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى