تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 55

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٥

وجه مصدرى كامل

نمونه‌هاى متعدد از وجه مصدرى كامل ( آوردن فعل كامل در وسط جمله يا در خاتمهء جمله ) در اين كتاب ديده مىشود كه كاملا با ديگر متون كهن اين دوره هماهنگ است . « 1 » در اينجا فقط به يك نمونه اكتفا شده است : « هرچه بر دل بنده بگذرد ، آن را از مولى تعالى بايد ديدن ، اگر ياد طاعت گذرد استقامت بايد خواستن ، تا توفيق دهد تا بتوانى كردن و اگر با معصيت گذرد به مولى عزّ و جلّ ببايد اندخسيدن تا نگاه دارد . » (
a
7 /
T
) افزودن « ى » مصدرى بر كلمات عربى « حريصى به دنيا عقوبت شكّ است . . . حريصى بدتر از درويشى است . » (
b
72 /
T
) « فارغى از كار نشان كاهلى است و فارغى اندر كار نشان بسندكارى است . » (
b
98 /
T
) افزودن « ى » مصدرى بر كلمات فارسى : پرهيزى . « اين از بسيارى امّيد است . » (
a
49 /
T
) ؛ « بسيارى امّيد بنده به رحمت مولى . » (
a
49 /
T
) ؛ « بهترى من اندرين حال بود . » (
b
42 /
T
) گاهى اضافهء « ى » براى زينت يا براى كسره به نظر مىآيد : « بسيارى بگريستند . » (
b
148 /
T
) ؛ « رنجى زيادتى بر وى ننهند . » (
b
27 /
T
) حاصل مصدر فارسى : « حال پسنديده آن بود كه بنده را توانش با دانش يار گردد . » (
a
78 /
T
) ؛ « بهشت جاى باشش ايشان نخواهد بود . » (
b
126 /
T
) ؛ « به ورزش پنجاه هزار دينار مشغول نشود . » (
a
73 /
T
) ؛ هركه را دوستى اين جهان بر دل چيره گشت ، ورزش وى مر اسباب آن جهان را همه از بهر اين جهان بود . » (
a
67 /
T
) مؤلف حاصل مصدر « گروش » ( از گرويدن ) را در سراسر كتاب فراوان به كار برده است . استعمال « يت » مصدرى
هامش
( 1 ) . براى مثال‌هايى از اين‌گونه افعال ر . ك : محمد رضا شفيعى كدكنى ، راهنماى كتاب ، تهران ، 9 / 296 - 297 ؛ مقدمهء محمد روشن ، جنگنامهء حضرت سيد جلال الدين اشرف ، ص 15 .