تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 54

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٤
« هركسى سزاى اين درگاه نيند . » (
a
56 /
T
) ؛ « اگر كسى به يك دست گوسفند بخوانند . » (
a
67 /
T
) « 1 » صيغهء مفرد براى « بسيار كس » : « بسيار كس بود كه در غفلت بود و نداند . » (
a
13 /
T
) صيغهء فعل مفرد و جمع براى « هركه » : « هركه بيمار شد ، علاج نكنند . » (
a
35 /
T
) صيغهء جمع براى فرد واحد براى احترام : « خواجه امام بشاغرى در فوائد آورده‌اند . » (
b
90 /
T
) ؛ اين تنها نمونهء استعمال صيغهء جمع براى فرد واحد براى احترام است ، و الّا مؤلف از پيامبران و اصحاب رسول و مشايخ در هرجا با صيغهء مفرد ياد كرده است .

مصدر ( فعل ) ، حاصل مصدر و اسم مصدر

افزودن « را » پس از اسمى ( نايب فعل ) : افزون « را » پس از اسمى ( نايب فعل ) كه فعل مجهول به آن اسناد داده شده است : « اين هر دو فصل را بيان كرده شده است . » (
a
66 /
T
) « 2 »

وجه مصدرى مرخم :

« همت ايشان گزارد شكر يافت مسلمانى بود . » (
a
117 /
T
) ؛ « شادى يافت ايمان كه حقيقى بود . » (
b
74 /
T
) آوردن « ب » تأكيد قبل از فعل : « هركه از بندگان با شما بباشند . » (
a
24 /
T
) ؛ بداشت (
a
40 /
T
) « بپسند مولى عزّ و جلّ اندر آن نيست . » (
a
40 /
T
) « چون شرم برفت ، امانت را نيز بردارند . » (
a
128 /
T
) « صفت آن شخص بپرسيدند ، صفت او بگفت . » (
a
137 /
T
)
هامش
( 1 ) . در پند پيران ، 135 : « و هركس به جايگاه خود بياراميدند . » ( 2 ) . ؛ مثال آن در پند پيران ، 5 نيز آمده : « پس اين كتاب را جمع كرده شد اندر حكايت پيران و زهد ايشان . »
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 54 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى