« هركسى سزاى اين درگاه نيند . » (
a
56 /
T
) ؛ « اگر كسى به يك دست گوسفند بخوانند . » (
a
67 /
T
) « 1 »
صيغهء مفرد براى « بسيار كس » :
« بسيار كس بود كه در غفلت بود و نداند . » (
a
13 /
T
)
صيغهء فعل مفرد و جمع براى « هركه » :
« هركه بيمار شد ، علاج نكنند . » (
a
35 /
T
)
صيغهء جمع براى فرد واحد براى احترام :
« خواجه امام بشاغرى در فوائد آوردهاند . » (
b
90 /
T
) ؛ اين تنها نمونهء استعمال صيغهء جمع براى فرد واحد براى احترام است ، و الّا مؤلف از پيامبران و اصحاب رسول و مشايخ در هرجا با صيغهء مفرد ياد كرده است .
مصدر ( فعل ) ، حاصل مصدر و اسم مصدر
افزودن « را » پس از اسمى ( نايب فعل ) :
افزون « را » پس از اسمى ( نايب فعل ) كه فعل مجهول به آن اسناد داده شده است :
« اين هر دو فصل را بيان كرده شده است . » (
a
66 /
T
) « 2 »
وجه مصدرى مرخم :
« همت ايشان گزارد شكر يافت مسلمانى بود . » (
a
117 /
T
) ؛ « شادى يافت ايمان كه حقيقى بود . » (
b
74 /
T
)
آوردن « ب » تأكيد قبل از فعل :
« هركه از بندگان با شما بباشند . » (
a
24 /
T
) ؛ بداشت (
a
40 /
T
) « بپسند مولى عزّ و جلّ اندر آن نيست . » (
a
40 /
T
) « چون شرم برفت ، امانت را نيز بردارند . » (
a
128 /
T
) « صفت آن شخص بپرسيدند ، صفت او بگفت . » (
a
137 /
T
)
هامش
( 1 ) . در پند پيران ، 135 : « و هركس به جايگاه خود بياراميدند . »
( 2 ) . ؛ مثال آن در پند پيران ، 5 نيز آمده : « پس اين كتاب را جمع كرده شد اندر حكايت پيران و زهد ايشان . »