است ابليس مر آدم و حوّا را كه من نصيحت شما مىخواهم . چنانكه مولى تعالى مىفرمايد :
« وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ »
[ الاعراف / 21 ] . و آدم - عليه السّلام - را حرص بود بر آن كه در بهشت جاودانه بماند . چون ابليس گفت مر او را كه ازين درخت جاودانه بخور و بر آن سوگند ياد كرد كه نصيحت شما مىخواهم ، حرص بهشت و شنيدن سوگند ابليس سبب فراموشى وى گشت مر نهى مولى تعالى را ، تا از آن درخت - كه نهى بود - بخورد . و معنى آن است . و اللّه اعلم .
و خبر است از رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - كه گفت : « من جعل الهموم همّا واحدا ، كفاه اللّه - تعالى - سائر همومه ، و من تشعّبت به الهموم فى [ أحوال ] الدّنيا لم يبال اللّه - تعالى و تقدّس و تعظّم فى أيّ واد من أو ديتها هلك » . پارسى اين خبر چنين بود كه هركه وى انديشههاى خويش را يكى انديشه گرداند يعنى انديشهء آن جهان ، مولى تعالى همه انديشههاى وى را كفايت گرداند و هركه دل خود را به انديشههاى پراكنده مشغول گرداند يعنى به انديشههاى دنيا ، مولى تعالى باك ندارد كه مر او را در يكى از آن انديشهها هلاك گرداند . و اين خبرى معروف است و ليكن بنده را ببايد دانستن كه وى را بسيار ببايد كوشيدن تا انديشههاى وى يك انديشه گردد . چه مولى عزّ و جلّ طبع آدمى را بر آن آفريده است كه هرچه خوشيهاى است اندر دنيا مر آن خوشيها را دوست دارد . چنانكه مولى تعالى در قرآن مجيد مىفرمايد ، قوله تعالى :
« زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا »
[ آل عمران / 14 ] . خبر داد مولى تعالى كه آراسته گردانيده شده است مر آدميان را دوستى خوشيها و آرزوهاى دنيا از زنان و پسران و زر و سيم و اسپان تازى و اسباب تمام آفرينش و چهارپايان و كشاورزيها و اين همه برخوردارى دنياست . پس پديد آمد كه طبع آدمى بدان مايل است كه اين چيزها را [
b
29 ] دوست « 1 » دارد و تا طبع را خلاف نكند و دوستى اين چيزها از دل بيرون نكند ، انديشهء اين چيزها از دل بيرون نرود . چه انديشهء هر چيزى بهاندازهء مهر آن چيز بود . هرچند مهر چيزى بيشتر بود ، انديشهء آن چيز بيشتر بود . و تا آفتهاى دنيا را نبيند مهر دنيا كمتر نشود و تا
هامش
( 1 ) . در اصل : دوستى .