و معنى آنكه « اين جهان به آن جهان ضدّاند » و ميان هر دو ضدّ جمع نتوان كردن و خيره شود . همچنانكه كسى دو زن دارد ، با هركدام كه بسازد ، آن ديگرى از وى بيازارد .
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه مثال اين جهان به آن جهان چنان است كه مردى زن دارد و كنيزك دارد . اگر مرد خرد دارد ، زن را خشنود دارد تا با وى بباشد و تا كدخداييش برهم زده نشود و تا اهل او كراشيده نشود و كنيزك خود ملك اوست ، بباشد اگر خواهد و اگر نخواهد خدمت بايد كردن . چه اربا كنيزك سازد ، زن با وى نباشد و كدخدايى و زندگانى خانهء وى خرابى آرد .
همچنين مؤمن كه خرد دارد ، همّت به يافت آن جهان دارد و آن جهان را طلب كند . از اين جهان آنچه قسمت وى كرده باشد مولى عزّ و جلّ اگر بجويد يا نجويد به وى رسد كه در خبر است از رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - كه چنين گفت : « من أصبح و همّه الآخرة ، جمع اللّه شمله و جعل الغناء فى قلبه ، و أتته الدّنيا و هى راغمة ؟ و من أصبح و همّه الدّنيا ، فرق اللّه عليه امره ، و جعل الفقر بين عينيه ، و لم يأت من الدّنيا إلّا ما كتب له » . پارسى اين بود كه بامداد برخيزد و انديشهء وى به يافت همگى آن جهان بود و مولى تعالى همه كارهاى پراكندهء وى را جمع گرداند و توانگرى در دل وى نهد و دنيا را بر وى فرستد بىآنكه وى دنيا را بجويد . هرگه بامداد برخيزد همگى انديشهء وى به يافت اين جهان بود ، مولى تعالى كارهاى وى را پراكنده گرداند و درويشى را ميان دو چشم وى نهد و از دنيا به وى جز آن نرسد كه قسمت وى رفته باشد . معنى اين سخن آن است - و اللّه اعلم - كه به سبب حريصى وى به جاه و مال زيادتى نرسد ، چون قسمت نرفته باشد .
و حكما چنين گفتهاند كه اين جهان جوى خيرهسر است و آن جهان جوى خيرهتر .
آوردهاند كه مولى تعالى مر داود را - عليه السّلام - چنين فرمود كه بگو مر بنى اسرائيل را كه اگر شما را دين مىبايد ، به اندكى از دنيا بسنده كنيد ، چه آنكسها را كه دنيا مىبايد ، به اندكى دين بسنده كردهاند ، چه هركسى كه از دنيا به اندكى بسنده كند كه من خداوندم - جلّ و علا - از طاعتهاى زيادتى وى به اندكى بسنده كنم .
آوردهاند كه ابليس - عليه اللّعنة - چنين گويد كه اى فرزند آدم ! شما مرا به نماز و روزه
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: عبد الله بن محمد القلانسي النسفي
ص٢٧٨