[ 30 ] فصل [ فى الغفلة و الانتباه ] « 1 »
مرد راهرو « 2 » [
b
165 ] بايد كه « 3 » غفلت را از بيدارى بشناسد . و گفته شده بود كه « غفلت » خواب خورد « 4 » است پس ببايد دانستن كه غفلت از چه خيزد ؟ چنين گفتهاند كه نان تخم آب است و آب تخم خواب « 5 » و خواب تخم غفلت و غفلت « 6 » تخم دوزخ . « 7 » و اصل آن است « 8 » كه خوردن و خفتن و گفتن هرچه بىحاجت است ، همه مايهء غفلت است و چون غفلت چيره شود ، بنده به معصيت دلير شود .
و خواجه حكيم گفته است - رحمة اللّه عليه - « 9 » كه چون غفلت دمادم شود ، قسوت گردد ، و قسوت خشكى دل باشد و از دل خشك « 10 » زارى برنيايد ، چنانكه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد و خبر مىدهد : « 11 »
« فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ »
[ الانعام / 43 ] . مىفرمايد خداى عزّ و جلّ « 12 » كه چون عذاب ما برايشان رسيد ، چرا زارى نكردند از آنكه « 13 » دلهاى ايشان خشك « 14 » شده بود . و رطوبت دل به ياد كرد خدايست - عزّ و جلّ - « 15 » و بازداشت بهرهها از تن .
هامش
( 1 ) . [ ] از نسخهءPافزوده شد .
( 2 ) . « مرد راهرو » ندارد . گفته شده بود +
( 3 ) . + بنده .
( 4 ) . خرد .
( 5 ) . + است .
( 6 ) . در حاشيه افزوده شده : + تخم معصيت و معصيت .
( 7 ) . + است .
( 8 ) . اصل اين همه آن است .
( 9 ) . خواجه حكيم رحمه اللّه تعالى چنين گفته است .
( 10 ) . خشكى .
( 11 ) . چنانكه مولى تعالى خبر داد .
( 12 ) . تعالى .
( 13 ) . به جاى « از آن » و ليكن بدان .
( 14 ) . خشكى .
( 15 ) . خداونديست تعالى و تعظيم .