شوند . پرسيدند كه كى هلاك شوند ؟ « 1 » گفت : آنگاه كه در ميان ايشان نه پرهيز مسلمانى « 2 » ماند و نه كرم جاهليّت . بعد از گفتهء وى « 3 » پرهيز اسلام تمام بود عثمان و على را - رضى اللّه عنهما - ، و كرم جاهليّت معاويه را ، « 4 » چون ايشان برفتند ، خلق « 5 » به حجّاج مبتلا شدند كه او « 6 » را نه پرهيز تمام بود و نه كرم تمام ، لاجرم خلق در رنج افتادند .
و « 7 » پدر من « 8 » حكايت كردى كه چون خلافت به عمر عبد العزيز رسيد « 9 » با امام حسن بصرى - رحمة اللّه عليه - مشورت كرد « 10 » كه شغل خويش كه را فرمايم ؟ و نامهاى نوشت . امام حسن « 11 » - رحمة اللّه عليه - نوشت « 12 » كه « من يصحبك لا ينصحك و من ينصحك لا يصحبك فعليك بذوى الاحساب فانّهم اذا لم يتّقوا استحيوا و يكرموا » . گفت : آنكس كه با تو صحبت دارد « 13 » ازو نيكوخواهى نيايد و آنكه نصيحت كند با تو صحبت ندارد ، پس بر تو باد كه كارهاى خود را به مردم اصلى و بامروّت فرمايى تا اگر پرهيزگار نبود [
b
164 ] كه از ترس خداى « 14 » خيانت نكند ، بارى مروّت باشدش « 15 » كه از خيانت كردن « 16 » شرم دارد و ننگ دارد .
هركه با خلق به مروّت زيد از دو حال بيرون نيست : « 17 » يا ديانت او را به مروّت خواند و يا طبعش بر مروّت و كرم آفريده شده باشد . كسى بود « 18 » كه هر دو معنى بر وى جمع بود ، « 19 » علامت آن بود كه آن مروّت كه « 20 » با خوشى طبع كند و رنجى به دو نرسد « 21 » و اين صفت ابدال و اوليا باشد كه « 22 » رسول - عليه السّلام - « 23 » فرمود : « 24 » « انّ بدلاء امّتى لا يدخلون الجنّة بكثرة صوم و لا صلاة « 25 » دخلوها بسلامة الصّدور و سخاوة النفوس و الرّحمة على جميع الخلق » يعنى « 26 » ابدالان امّت من در بهشت « 27 » به بسيارى نماز و روزه نروند « 28 » بلكه از آن درآيند كه دلهاى ايشان به
هامش
( 1 ) . « پرسيدند كه كى هلاك شوند » ندارد .
( 2 ) . اسلام .
( 3 ) . از بعد وى چنين گويد .
( 4 ) . + بود رضى اللّه تعالى عنه .
( 5 ) . خلقان .
( 6 ) . حجاج بن يوسف .
( 7 ) . + هم .
( 8 ) . + رحمه اللّه تعالى .
( 9 ) . چون عمر عبد العزيز خليفه شد .
( 10 ) . به حسن بصرى رحمه اللّه تعالى نوشت كه خلافت به من افتاد .
( 11 ) . « امام » ندارد + بصرى .
( 12 ) . جواب نوشت .
( 13 ) . كار تو كند .
( 14 ) . بيم حقّ سبحانه و تعالى .
( 15 ) . مروّتى بود .
( 16 ) . ندارد .
( 17 ) . از دو بيرون نبود .
( 18 ) . باشد .
( 19 ) . در وى جمع باشد .
( 20 ) . + كند .
( 21 ) . و بر وى رنج نيارد .
( 22 ) . چه .
( 23 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 24 ) . فرموده است .
( 25 ) . + و لكن .
( 26 ) . رسول صلى اللّه عليه و سلّم فرمود .
( 27 ) . كه در بهشت آيند .
( 28 ) . نيايند .