تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
شوند . پرسيدند كه كى هلاك شوند ؟ « 1 » گفت : آن‌گاه كه در ميان ايشان نه پرهيز مسلمانى « 2 » ماند و نه كرم جاهليّت . بعد از گفتهء وى « 3 » پرهيز اسلام تمام بود عثمان و على را - رضى اللّه عنهما - ، و كرم جاهليّت معاويه را ، « 4 » چون ايشان برفتند ، خلق « 5 » به حجّاج مبتلا شدند كه او « 6 » را نه پرهيز تمام بود و نه كرم تمام ، لاجرم خلق در رنج افتادند . و « 7 » پدر من « 8 » حكايت كردى كه چون خلافت به عمر عبد العزيز رسيد « 9 » با امام حسن بصرى - رحمة اللّه عليه - مشورت كرد « 10 » كه شغل خويش كه را فرمايم ؟ و نامه‌اى نوشت . امام حسن « 11 » - رحمة اللّه عليه - نوشت « 12 » كه « من يصحبك لا ينصحك و من ينصحك لا يصحبك فعليك بذوى الاحساب فانّهم اذا لم يتّقوا استحيوا و يكرموا » . گفت : آن‌كس كه با تو صحبت دارد « 13 » ازو نيكوخواهى نيايد و آنكه نصيحت كند با تو صحبت ندارد ، پس بر تو باد كه كارهاى خود را به مردم اصلى و بامروّت فرمايى تا اگر پرهيزگار نبود [
b
164 ] كه از ترس خداى « 14 » خيانت نكند ، بارى مروّت باشدش « 15 » كه از خيانت كردن « 16 » شرم دارد و ننگ دارد . هركه با خلق به مروّت زيد از دو حال بيرون نيست : « 17 » يا ديانت او را به مروّت خواند و يا طبعش بر مروّت و كرم آفريده شده باشد . كسى بود « 18 » كه هر دو معنى بر وى جمع بود ، « 19 » علامت آن بود كه آن مروّت كه « 20 » با خوشى طبع كند و رنجى به دو نرسد « 21 » و اين صفت ابدال و اوليا باشد كه « 22 » رسول - عليه السّلام - « 23 » فرمود : « 24 » « انّ بدلاء امّتى لا يدخلون الجنّة بكثرة صوم و لا صلاة « 25 » دخلوها بسلامة الصّدور و سخاوة النفوس و الرّحمة على جميع الخلق » يعنى « 26 » ابدالان امّت من در بهشت « 27 » به بسيارى نماز و روزه نروند « 28 » بلكه از آن درآيند كه دلهاى ايشان به
هامش
( 1 ) . « پرسيدند كه كى هلاك شوند » ندارد . ( 2 ) . اسلام . ( 3 ) . از بعد وى چنين گويد . ( 4 ) . + بود رضى اللّه تعالى عنه . ( 5 ) . خلقان . ( 6 ) . حجاج بن يوسف . ( 7 ) . + هم . ( 8 ) . + رحمه اللّه تعالى . ( 9 ) . چون عمر عبد العزيز خليفه شد . ( 10 ) . به حسن بصرى رحمه اللّه تعالى نوشت كه خلافت به من افتاد . ( 11 ) . « امام » ندارد + بصرى . ( 12 ) . جواب نوشت . ( 13 ) . كار تو كند . ( 14 ) . بيم حقّ سبحانه و تعالى . ( 15 ) . مروّتى بود . ( 16 ) . ندارد . ( 17 ) . از دو بيرون نبود . ( 18 ) . باشد . ( 19 ) . در وى جمع باشد . ( 20 ) . + كند . ( 21 ) . و بر وى رنج نيارد . ( 22 ) . چه . ( 23 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 24 ) . فرموده است . ( 25 ) . + و لكن . ( 26 ) . رسول صلى اللّه عليه و سلّم فرمود . ( 27 ) . كه در بهشت آيند . ( 28 ) . نيايند .