- عليهم السّلام - « 1 » همه مباحات ايشان چون خوردن و خفتن « 2 » و با عيال صحبت كردن « 3 » اين همه طاعت بود و ليكن رسول - عليه السّلام - « 4 » ديدى كه نفس او با روزه خوى كرد ، نان خوردى تا نفس را خلاف كرده بودى و چون نان خوردن خو كرد ، روزه داشتى . پس پديد آمد كه [ عبادت به ] « 5 » حقيقت به خلاف نفس است .
و ديگر علامت رغبت طاعت كه از روح خيزد ، آن بود كه چون به ديانت رغبت كند به مروّت نيز رغبت كند كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود « 6 » كه « لا دين [
a
133 ] لمن لا مروّة له » . و خواجه ابو اسحاق بشاغرى - رحمة اللّه عليه - چنين فرموده « 7 » است كه مولى عزّ و جلّ همچنانكه « 8 » ديانت فرمود ، « 9 » مروّت نيز فرموده است « 10 » و ديانت بىمروت نپذيرد . « لا إله الّا اللّه » گفتن ديانت است و « محمّد رسول اللّه » گفتن مروّت . هرچند بنده بگويد « لا إله الّا اللّه » تا « محمّد رسول اللّه » نگويد ايمان وى درست نشود . « 11 » به وقت نزغ وصيّت مىفرمود حضرت رسول عليه السّلام : « 12 » « الصّلاة و ما ملكت أيمانكم » . نماز كردن « 13 » ديانت است و زيردستان را نيكو داشتن مروّت است . آنكه خواجه ابو بكر ورّاق گفت - رحمة اللّه عليه - كه چهار كتاب خداوند عزّ و جلّ خواندم ، حاصل همه اين دو چيز يافتم : « التّعظيم لامر اللّه و الشفقة على خلق اللّه » . بزرگ داشتن « 14 » ديانت است و مهربانى « 15 » با خلق وى مروّت . و آنكه خواجه حكيم « 16 » فرموده است كه بندگى بىمردمى دام است و مردمى بىبندگى خام است و بندگى با مردمى « 17 » تمام است ، معنى اين همين است كه
هامش
( 1 ) . صلوات اللّه عليهم اجمعين .
( 2 ) . + و كسب كردن .
( 3 ) . داشتن .
( 4 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 5 ) . [ ] ازPافزوده شد .
( 6 ) . چنين گفت .
( 7 ) . چنين گفت .
( 8 ) . + به .
( 9 ) . + به .
( 10 ) . بفرمود .
( 11 ) . +وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ *ديانت استوَ آتُوا الزَّكاةَ *مروّت است . هرچند بنده نماز كند چون زكات ندهد نماز وى نپذيردوَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ[ بنى اسرائيل / 23 ] ديانت استوَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً[ همانجا ] مروّت استوَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ[ الانفال / 1 ] مروّت است . هرچند بنده از معصيتها پرهيز كند چون با خلق خوب نزيد خطر بود كه مولى تعالى طاعتها [ ى ] وى نپذيرد و وى را نرهاند .
( 12 ) . و رسول صلى اللّه عليه و سلّم به وقتى از دنيا بيرون رفتن همين دو چيز وصيّت كرد و گفت .
( 13 ) . گزاردن .
( 14 ) . + فرمانهاى خداوند عزّ و جلّ .
( 15 ) . + كردن .
( 16 ) . رحمه اللّه + گفته .
( 17 ) . + كار .