كند « 1 » تا كرامت ايشان به نزد مولى عزّ و جلّ پديد آيد . « 2 »
و اهل معرفت گفتهاند : « من عرف اللّه لا يضرّه ذنب » . پارسى اين بود كه هر بندهاى كه خداى را عزّ و جلّ شناخت وى را گناه زيان ندارد . درين دو تأويل است : يكى آنكه چون بنده خداى را عزّ و جلّ بشناخت از گناه زيانكار نيايد يعنى كبائر ؛ و تأويل ديگر آنكه كسى خداى را بشناخت مرو را گناه زيان ندارد « 3 » به آن معنى كه بنده كه هلاك شود به كردن گناه هلاك نشود بلك به سبك داشتن گناه هلاك شود « 4 » و پاى فشاردن « 5 » بر گناه و توبه ناكردن از گناه هلاك شود . و خداىشناس را اين صفتها نبود كه اگر وقتى به معصيت افتد به سهو و غفلت « 6 » و آن را عادت نكند ، « 7 » پشيمان شود و توبه كند ، لاجرم زيان ندارد و هلاك نشود .
هامش
( 1 ) . گرداند .
( 2 ) . كرامت ايشان بود نزد مولى تعالى + هرچند اين خبر آمده است كه « رب معصية ميمونة » بنده را نشايد كه به معصيت دليرى كند به امّيد آنكه بود كه اين معصيت بر من مبارك آيد كه فرمان به ناكردن معصيت ظاهر است و آنكه بعضى را سبب بيدارى گردد ، نادر بود و موهوم . و بنده را نشايد كه ظاهر را از بهر موهوم دست بازدارد و آنكه صورت بندد كه كسى را معصيت سبب بيدارى گردد به حقّ كسى صورت بندد كه وى اسير نفس نبود و مر او را معصيت عادت نبود و خداوند عزّ و جلّ را شناخته بود كه خواجه حكيم گفته است رحمة اللّه تعالى كه آنچه + اهل معرفت .
( 3 ) . « يعنى كبائر . . . زيان ندارد » در حاشيه اضافه شده .
( 4 ) . « هلاك شود » ندارد .
( 5 ) . افشاردن .
( 6 ) . + بود .
( 7 ) . + و باز .