شود كه چون درويشى پيش آيد « 1 » صبر تواند كردن و اگر « 2 » نتواند كردن ، مقرّر شد « 3 » كه شاكر [
a
119 ] نبوده است . و صابرى در درويشى « 4 » آنگاه پديد آيد كه چون توانگرى پيش آيد . « 5 » شكر بتواند كردن . چون نتواند ، مقرّر شد كه صابر نبوده است . « 6 »
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه آن خبر كه رسول - عليه السّلام « 7 » - فرمود كه « من كان فى الرّخاء شكورا ، كان فى البلاء صبورا » . دليل دهد « 8 » كه اگر سليمان پيغامبر را - صلوات الرحمن عليه - « 9 » به جاى عيسى - عليه السّلام - آوردندى مثلا ازو « 10 » همان صبر پديد آمدى كه از عيسى - عليه السّلام - و اگر عيسى را - عليه السّلام - بر جاى سليمان - عليه السّلام - بردندى از وى همان شكر پديد آمدى كه از سليمان - عليه السّلام - . دليل بر اين « 11 » آنكه مولى عزّ و جلّ اين هر دو حال به حقّ ايّوب - عليه السّلام - پديد آورد و در هر دو حال از وى راستى پديد آمد ؛ به حال نعمت شكر و به حال محنت صبر . و اين « 12 » هر دو از قوّت يقين خيزد « 13 » و صبر و شكر هر دو همچناناند چون خوف و رجا ، هر كرا خوف قوىّ بود رجا نيز قوىّ بود .
و مولى عزّ و جلّ فرمود « 14 » كه به صبر و نماز كردن از من يارى خواهيد . نماز كردن شكر يافت مسلمانيست و صبر كردن در محنت شرط مسلمانى است و اين هر دو را [
b
119 ] بنده بىمدد مولى عزّ و جلّ - نتواند كردن و ليكن « 15 » آن است كه بنده را در شكر اختيار است كه شكر بر ظاهر افتد و صبر بر دل و بنده را بر دل دست نى . چون بندهء گرويده « 16 » به وفاى ايمان بكوشد و از مولى عزّ و جلّ - يارى خواهد تا امرهاى وى را بگذارد و از نهىهاش پرهيز كند آن از وى شكر « 17 » گردد و يقينش قوّت گيرد و مولى عزّ و جلّ وعدههاى « 18 » خويش وفا كند چنانكه وعده كرده است :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
[ ابراهيم /
هامش
( 1 ) . + او را .
( 2 ) . به جاى « و اگر » ، و چون .
( 3 ) . پديد آيد .
( 4 ) . صابرى درويش .
( 5 ) . يابد .
( 6 ) . چون شكر نتواند كردن پديد آيد كه صبرش درست نبوده است .
( 7 ) . صلى اللّه عليه و سلّم + گفت .
( 8 ) . كند .
( 9 ) . عليه السّلام .
( 10 ) . « ازو » ندارد .
( 11 ) . « اين » ندارد .
( 12 ) . چه .
( 13 ) . + و چون يقين قوىّ بود در هر دو حال قوت يابد .
( 14 ) . گفت .
( 15 ) . + تفاوت .
( 16 ) . + بود .
( 17 ) . + ايمان .
( 18 ) . وعده .