بود . اگر به زبان دعا مىگويد و سخنى مىكند و دل را از آن خبر نيست ، « 1 » پديد آيد كه آن « 2 » دعاش درست نيست ، خطر بود كه اجابت نيابد .
و فرموده است رسول - عليه السّلام - « 3 » كه هركه را مولى عزّ و جلّ توفيق شكر نعمت داد « 4 » زيادتى « 5 » نعمت از وى بازندارد . مثال درستى شكر چنان بود كه اگر بزرگى در « 6 » حقّ يكى بسيار نيكويى كرده باشد به روزگار دراز و اين كس آن بزرگ « 7 » را ببيند ، هرآينه در دل خويش « 8 » شرم آن نيكوييها بيابد و دوستى او « 9 » در دل خود يابد . بىتكلّف زبانش به ثناى وى گشاده شود . « 10 » و اگر آن بزرگ وى را كار فرمايد « 11 » به تازهرويى بكند و منّت پذيرد و مر اين بزرگ « 12 » را بىفرمانى نكند . اگر اين كس كه به زبان « الحمد للّه » مىگويد و چندانى « 13 » شرم از بسيارى نعمتهاى مولى عزّ و جلّ « 14 » كه مرو را داده است و دوستى حضرت او « 15 » در دل خود مىيابد « 16 » و به خدمت « 17 » مولى [
b
116 ] عزّ و جلّ « 18 » مشغول است و از بىفرمانى پرهيز مىكند « 19 » دليل درستى شكر « 20 » است و اگر « الحمد للّه » گوينده « 21 » در دل خود اين معنيها نبيند ، دليل بود كه شكرش درست نيست .
و رسول - عليه السّلام - « 22 » فرمود : « 23 » كه هركه را مولى عزّ و جلّ « 24 » توفيق توبه داد « 25 » توبه پذيرفتن « 26 » از وى بازندارد . نشان پذيرفتن « 27 » توبه آن بود كه اگر مثلا غلامى « 28 » از خواجهء مهربان « 29 » بگريزد و باز پشيمان شود ، بينديشد كه خطا كردم كه از خواجهء مهربان خود
هامش
( 1 ) . به جاى « اگر به زبان . . . خبر نيست » ، اگر به زبان چيزى مىگويد كه دل خود از آن چيز خبر نيست و در دل نياز و زارى نيابد .
( 2 ) . اين نياز .
( 3 ) . رسول صلى اللّه عليه و سلّم چنين گفته است .
( 4 ) . مولى تعالى توفيق دهد به شكر نعمت .
( 5 ) . زيادت .
( 6 ) . اگر محتشمى به .
( 7 ) . مر اين محتشم .
( 8 ) . خود .
( 9 ) . اين محتشم .
( 10 ) . + و به تن تواضع كند .
( 11 ) . اگر اين محتشم مر اين كسى را شغلى فرمايد .
( 12 ) . محتشم .
( 13 ) . و هم چندان .
( 14 ) . تعالى .
( 15 ) . « حضرت او » ندارد .
( 16 ) . + كه آن كس از آن محتشم مىيابد .
( 17 ) . + هاى .
( 18 ) . تعالى .
( 19 ) . از نافرمانى وى پرهيزكننده هست + همچنانكه آنكس كه به حق آن محتشم است از تواضع و از فرمانبردارى .
( 20 ) . + اين « الحمد للّه » گوينده بود .
( 21 ) . اگر به زبان « الحمد للّه » مىگويد + و اندر .
( 22 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 23 ) . چنين گفته است .
( 24 ) . تعالى .
( 25 ) . + به توبه كردن .
( 26 ) . پذيرفت توبه .
( 27 ) . مثال درستى .
( 28 ) . غلام .
( 29 ) . مهربانى .