و هم خواجه امام بشاغرى - رحمه اللّه - گفته است كه چون كسى خواهد كه قدر آن نعمت « 1 » را بشناسد ، ضدّ آن را ياد بايد كرد « 2 » كه چه كنم اگر اينكه مولى عزّ و جلّ « 3 » را سجده مىكنم ، بت را - نعوذ باللّه - سجده كردمى « 4 » و اينكه به مسجد اندرم ، به كليسايى « 5 » بودمى ؛ تا از منّت مسلمانى آگاه شود و از منّت آنقدر كه يافته است به مولى عزّ و جلّ « 6 » آگاه شود كه حضرت او « 7 » [
a
115 ] مر شاكران را به زيادتى نعمت « 8 » وعده كرده است ، چنانكه مىفرمايد : « 9 »
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ »
« 10 » [ ابراهيم / 7 ] .
مىفرمايد كه شما بندگان منايد اگر شكر نعمت من كنيد بر شما زيادت كنم نعمت خود را . « 11 »
و خبر است از رسول - عليه السّلام - « 12 » ، در معانى اخبار اين خبر بياورده است خواجه محمّد بن على حكيم « 13 » التّرمذى - رحمة اللّه عليه - قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم :
« من رزق أربعا لم يحرم أربعا : من رزق الاستغفار لم يحرم المغفرة ، و من رزق الدّعاء لم يحرم الإجابة ، و من رزق الشكر لم يحرم الزّيادة ، و من رزق التّوبة لم يحرم القبول » . فرمود : كه هركه را حضرت عزّت جلّ جلاله « 14 » توفيق استغفار داد ، آمرزش از وى بازندارد . پس نخست « 15 » بايد دانستن كه « 16 » پارسى « استغفار » پوشش خواستن است « 17 » و پوشش خواستن جايى بود كه كسى « 18 » برهنه بود . « 19 » ببايد دانستن كه بندهء مؤمن در پردههاى رحمت مولى بود عزّ و جلّ . چون گناه بزرگى « 20 » بكند پردههاى رحمت بر وى دريده شود و بنده بر « 21 » اهل ملكوت ظاهر و « 22 » برهنه شود و از برهنگى شرم دارد . گويد : يا ربّ « 23 » مرا
هامش
( 1 ) . يافته . « را » ندارد .
( 2 ) . كردن .
( 3 ) . تعالى .
( 4 ) . كنم .
( 5 ) . + اندر .
( 6 ) . تعالى .
( 7 ) . به جاى « مر حضرت او » ، مولى تعالى .
( 8 ) . نعمت زيادت .
( 9 ) . + قوله تعالى .
( 10 ) . بخشى از آيه« وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ. . .لَشَدِيدٌ »ندارد .
( 11 ) . اگر شكر كنيد نعمتهاى مرا زيادت كنم .
( 12 ) . « و خبر است . . . عليه السّلام » ندارد .
( 13 ) . « حكيم » ندارد .
( 14 ) . به جاى « فرمود . . . جل جلاله » ، و خواجه محمد بن على حكيم التّرمذى رحمة اللّه تعالى عنه چنين گفته است كه رسول صلى اللّه عليه و سلّم گفت كه هركه را مولى تعالى .
( 15 ) . « نخست » ندارد .
( 16 ) . + نخست پارسى استغفار چه باشد .
( 17 ) . بود .
( 18 ) . « كسى » ندارد .
( 19 ) . پس + ببايد .
( 20 ) . بزرگ .
( 21 ) . به نزد .
( 22 ) . « ظاهر و » ندارد .
( 23 ) . + بر من رحمت كن و .